كه آوردهاند كه : بدترين قومى ايشان باشند كه قيامت بر ايشان برخيزد .
249 -
الويل كلّ الويل لمن ترك عياله بخير و قدم على ربّه بشرّ .
( 1 ) ويل همهء ويلها آن را بود كه زن و فرزندان را در نعمت بگذارد و خويشتن گنهكار با نزديك خدا شود ؛ يعنى بدترين حال بقيامت آن را بود كه روز و شب دل را از بهر زن و فرزند بر جمع مال نهد ، و فرايض خدا را خوار دارد ، و سفرها در آن مىكند تا بىزاد و توشه در بيابانى بماند و گردن پر از مظالم و پر از سوگندهاى دروغ از دنيا ببرد ، و آنچه اندوخته بود مايهء راحت ديگران گردد .
250 -
دعوة المظلوم مستجابة و ان كان فاجرا ففجوره على نفسه .
( 2 ) دعاى مظلوم و ستم رسيده مستجاب شود و اگر چه بد كار بود كه بد كارى او با نفس خودست .
251 -
ثلاث دعوات مستجابات لا شكّ فيهنّ ؛ دعوة المظلوم ، و دعوة المسافر ، و دعوة الوالد على ولده .
( 3 ) سه دعا مستجاب شود بىآنكه در آن شكّى بود ؛ اوّل دعاى مظلوم ، دويّم دعاى مسافرى كه بر سفر طاعت بود ، سيّم دعاى پدر « 1 » بر فرزند خود .
252 -
القضاة ثلاثة قاضيان في النّار ، و قاض في الجنّة
« 2 » .
( 4 ) قاضيان سهاند دو قاضى بدوزخ شوند و يك قاضى ببهشت شود ؛ آن دو قاضى كه بدوزخ شوند يكى آن بود كه بأحكام قضا جاهل بود ، و ديگر آنكه در قضا عالم بود امّا حيف و ميل كند و رشوت ستاند ، و آنكه ببهشت شود آن بود كه به قضا عالم بود و حكم بحقّ كند و بقضائى نشايد الّا آنكه بشرع مصطفى عليه السّلام و اخبارش و فرايض و سنن آن عالم بود و حكم متشابه و ناسخ و منسوخ و واجب
هامش
( 1 ) در اصل نسخه : « دعاى مادر و پدر بر فرزند » و قياسا تصحيح شد .
( 2 ) در نسخهء عتيقه :
« قاض في الجنة و قاضيان في النّار »
.