زيارت من كرده باشد ، و هر كه با اهل علم نشيند با من نشسته باشد . و مصطفى عليه السّلام گويد كه : نگريدن بمادر و پدر و روى عالم و خانهء كعبه و قرآن عبادتست .
و لقمان حكيم گويد كه : اى پسر با دانا نشين كه اگر نادان باشى دانا گردى ، و اگر دانا باشى دانشت بزيادت شود ، و چون بر ايشان رحمت بارد تو نيز از آن بىنصيب نباشى ، و با نادان منشين كه اگر نادان باشى نادانيت زيادتر شود ، و اگر دانا باشى دانشت بىمنفعت باشد ، و چون بر ايشان لعنت بارد ترا نيز از آن نصيب بود . و ديگرى گويد كه : در زير عرش خدا نبشته است كه : هر كه كردار نيكوكاران بياورد و نشستن و خاستن او با بدان بود بد كردار بود ، چون با نيكوكاران نشيند نيكو كار بود « بيت » .
هر آنكو زاغ باشد رهنمايش * بگورستان بود همواره جايش
نشستن مردم با هشت كس بود :
اوّل - پادشاهان هر كه با ايشان نشيند كبر و سختدليش زيادتر شود .
دوّم - توانگرانند ؛ هر كه با ايشان نشيند و دوستى كند او را دوستى دنيا و رغبت در آن زيادتر شود .
سيّم - فاسقانند كه هر كه با ايشان نشيند او را معصيت و تقصير كردن در توبه زيادتر شود .
چهارم - زنانند كه هر كه با ايشان نشيند شهوتش بزيادت شود .
پنجم - كودكانند ؛ هر كه با ايشان نشيند در مزاج او ميل ببازى كردن بزيادت شود .
ششم - درويشانند ؛ هر كه با ايشان نشيند صبر و شكر كردن در او بزيادت شود .
هفتم - پارسايانند ؛ هر كه با ايشان نشيند طاعت و پرهيزگارى او زيادت شود .
هشتم - عالمانند ؛ هر كه با ايشان نشيند علم و دانشش زيادت شود .
243 -
المتشبّع بما لا يملك « 1 » كلابس ثوبى زور .
هامش
( 1 ) در نسخهء عتيقه
« بما لم يعط »
و در حاشيهء آن چنين بوده : « قال القاضى رحمه اللَّه :
المتشبّع
؛ اى المتزّيّن بما ليس عنده فهو كلابس ثياب الزّهّاد و ليس منهم » .