( 1 ) سير نماينده خويشتن را بدان چش نباشد همچون پوشندهء دو جامهء دروغ بود ؛ يعنى هر كه خود را بزرگ نمايد و لاف زند بمالى كه نداشته باشد ، يا به چيزى كه نياموخته باشد ، يا بكردارى كه نكرده باشد ، دو بار عقابش بود يك عقاب [ دروغ ] دوّم عقاب لاف زدن بر سبيل كبر ؛ أمّا چون راست گويد و مقصود باز بار نامه « 1 » باشد باكى نباشد .
244 -
الوضوء قبل الطّعام ينفى الفقر ، و بعده ينفى اللّمم و يصحّ البصر .
( 2 ) وضو پيش از آن كه طعام خورده باشند درويشى را ببرد [ و بعد از طعام ديوانگى را ببرد ؛ يعنى انسان را از ابتلا بديوانگى باز ميدارد يا وى را موفّق دارد كه ارتكاب بعضى گناهان را نكند ] و چشم را روشن گرداند و بقولى ديگر گناهان را ببرد و مراد بدين وضو پيش از طعام دست شستن است .
245 -
القاص ينتظر المقت ، و المستمع ينتظر الرّحمة ، و التّاجر ينتظر الرّزق ، و المحتكر ينتظر اللّعنة
« 2 » .
( 3 ) قصّه خوان منتظر سخط بود ، و شنونده منتظر عذاب بود « 3 » و بعضى آن بود كه منتظر رحمت بود ، يعنى هر حكايت كه بيرون از حكايت پيغمبران بود شنوندهء آن منتظر سخط خواهد بود ، و هر چه از حكايت و قصص بود و فرق ميان حلال و حرام شنوندهء آن منتظر رحمت بود ، و باز دارنده طعام از فروختن منتظر لعنت بود يعنى هر كه وقت آنكه مردم درمانند جويا گندم يا خرما يا مويز يا گاو يا گوسفند يا روغن از فروختن باز دارد و ميداند كه جاى ديگر بدست نمىآيد مستحقّ لعنت بود و خشم خداى ،
هامش
( 1 ) در سابق از برهان قاطع نقل كرديم كه « بارنامه » بمعنى تكبر است .
( 2 ) كذا در نسخهء عتيقه و هو الاصحّ ليكن در نسخهء حاضر
« و التاجر ينتظر الرّزق »
را حديث جداگانهء مستقلى قرار داده چنان كه بعد از اين بلافاصله ذكر و شرح خواهد شد .
( 3 ) از اين ترجمه و تفصيل بعد از آن نسبت بمعنى
« ينتظر الرّحمة »
برميآيد كه نصّ روايت در نسخهء شارح ( ره ) مشتمل بر زيادتى بوده است كه موجب تفصيل در ترجمه و شرح روايت شده است ؛ فتفطّن .