تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
239 - السّلطان ظلّ اللَّه في الأرض « 1 » يأوى اليه كلّ مظلوم . ( 1 ) سلطان عادل در زمين سايهء خداى تعالى است كه هر كس كه مظلوم و ستم رسيده باشد با پناهش رود ؛ مراد بدين خبر امام معصوم است نه آنكه بر سرير نشيند و خزّ و حرير پوشد و خمر خورد و معرفتش نبود و نداند كه در آنچه مىكند ظلم است لا جرم آنكه ظلم بسيار كند چگونه سايهء خداى تعالى باشد ؟ و انصاف خلق چگونه از وى خيزد ؟ اگر گويند : چون ظالم را بنزديك خداى تعالى قدرى و منزلتى نيست پس قوّت سلطانيّت و عزّ و شرف اين ظالم كه مىدهد ؟ اگر فعل ايشانست بايستى كه هر كس توانستى مثل اين كردى و بدان رسيدى شما را مذهب نيست كه خدا دهد ؟ جواب گوئيم : كه خداى تعالى خلق را بيافريد و ايشان را مخيّر كرد كه تكليف بىاختيار نيكو نبود و يكى را حجّت خويش گردانيد تا خلق را از فساد كردن باز دارد ؛ بر ايشان دشوار آمد و بيشترين طمع را يكى را بهانه و دست آويز كردند كه اين سلطان و خليفه است بسبب وى ولايتها بستدند و مال جمع ميكردند و ايشان وزيران بودند و عاملان و نگهبانان و قاضيان چون دنيا در دست ايشان شد دين را يكسو نهادند و بديشان ميل كردند و سخن دينى و دنيايى بر مراد ايشان گفتند تا آنگاه كه اين همه سخنان پيدا شد كه گويند كه : اين همه خداى آفريند و چنين ميخواهد چون اتّفاق شد ايشان را حجّتان خدا را بعضى بكشتند ، و بعضى را در خانه نشاندند ، چون كار دراز شد بعضى نهان شدند و قومى كه اهل حقّ بودند در گوشه‌ها با جگرى خسته و دلى شكسته مىنگريدند و نميتوانستند كه چيزى كنند و چيزى بگويند . و بدان كه خداى تعالى خلق جنّ و انس را بر وجهى آفريد كه توانند « 2 » كه مستحقّ عقاب نگردند و دوزخى بدان عظيمى تهى و معطّل بماند و هيچ در آنجا نشود . 240 - كلام ابن آدم كلّه عليه لا له الّا أمرا بمعروف أو نهيا عن منكر أو ذكرا للَّه عزّ و جلّ .
هامش
( 1 ) كذا در نسخهء عتيقه ليكن در اصل : « الارضين » ( 2 ) در اصل : « توانست » .
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 129 | محمد بن سلامة القضاعي / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)