تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
236 - من سعادة المرء حسن الخلق . ( 1 ) از نيكبختى مرد آنست كه خويش نيكو بود ؛ زيرا كه نيكخوئى خصلت مؤمنانست و علامت نيكبختانست ، و بدخوئى نشان منافقانست و دوزخيان ، و نيكخوى خود را و ديگران را براحت دارد ، و بدخوى خويشتن را و ديگران را رنجور دارد ، و نيكخوئى گناهان بگدازد همچنان كه آفتاب يخ را بگدازد ، بنده بخوى نيك درجهء روزه داران بيابد ، و خير هر دو گيتى آن بود كه با جمال و خلق نيكو بود ، ديدارش دلها را بشكافد ، و گفتارش جانها را راحت بود . حضرت مصطفى عليه السّلام فرمود كه : دورترين هر كس به من در دنيا و دورترين هر كس به من در آخرت بد خوى بود ، و اگر خداى تعالى خوى نيك را صورتى گردانيدى از آن زيباتر صورتى نبودى ، و اگر بدخوئى را صورتى گردانيدى از آن زشت‌تر نبودى . 237 - أهل المعروف في الدّنيا هم أهل المعروف في الآخرة . ( 2 ) اهل نيكى در دنيا هم او بود كه اهل نيكى بود در آخرت ؛ نيكى دنيا طاعت و پرهيزگارى ، و نيكى آخرت راحت و رستگارى بود . و در خبر است كه : هر كه هر شب در بستر نرم و گرم خسبد و بروز همه راحت يابد و راحت جويد كجا اميدش بود كه در آخرت در قصور بود و در كنارش حور بود . . ! ؟ و آنكه در دنيا بدى سكالد و معصيت اندوزد بآخرت كجا اميدش بود كه راحت يابد . . . ! ؟ 238 - الخازن الأمين الّذي يعطى ما أمر به طيّبة به نفسه أحد المتصدّقين . ( 3 ) خزينه دار امين آنچه بدرويش دهد چون خداوند خزينه فرمايد بدل خوش يكى از دو صدقه دهندگان باشد ، يعنى هر كه ديگرش گويد كه : چندين مال من بدرويشى ده چون امانت بجاى آورد يعنى زيادت برنگيرد و با درويش گرانى و بخيلى نكند ثواب يابد و دونتر و خسيس‌تر و لئيم‌تر از آن كس نبود كه بخير ديگرى بخيلى كند .