ويرا از آن علم هيچ خير نباشد إلّا زيانكارى . و حضرت مصطفى عليه السّلام ميفرمايد كه : سختترين عذاب و نكال آن كسى را بود بقيامت كه فرزندان را بكتّاب « 1 » نفرستد و گذارد تا جاهل بر آيند و هر كه بجز اين بود يعنى فرزندان را راه حقّ بياموزاند چون در قيامت آيد اهل و فرزند ويرا گويند كه : خداى تعالى ترا جزاى خير دهاد بدان علمى كه ما را در آموزانيدى تا ما نجات يافتيم او نيز گويد ايشان را كه : شما را نيز جزاى خير دهاد بر آنكه شما فرمانبردار بوديد بدان چه آموختيد و كار كرديد .
و يكى از بزرگان گويد كه : آفتاب آن روز كه فرو رود من چيزى نياموزم آن روز بر من مبارك مبادا . « 2 » ديگرى گويد كه : اگر مرا خبر دهند كه امروز بخواهى مردن ، من در همان روز بعلم آموختن مشغول شوم زيرا كه هيچ عبادت ازين بهتر نبود .
220 -
على اليد ما أخذت حتّى تؤدّيه .
( 1 ) بر دست است آنچه گرفته است تا آنگاه كه باز دهد يعنى هر كه بنا حقّ چيزى بستاند تا باز ندهد عقاب آن ازو نيفتد و اگر بر سبيل هديّه بود واجب بود كه مكافات آن باز كند ، و اگر نكند خداوند آن را بود كه بازستاند و آنكه صدقه بستاند واجب كند ويرا كه جزاى آن شكر گويد .
221 -
الولد للفراش و للعاهر الحجر .
( 2 ) معنى اين خبر آنست كه فرزند خداوند بستر را بود و زناكننده سنگسار بود « 3 » .
هامش
( 1 ) كتاب بر وزن « رمّان » بمعنى مكتب است و در كتب قدما فراوان به كار رفته است سعدى گويد : « معلّم كتّابى را ديدم » جوهرى در صحاح گفته : « الكتّاب و المكتب واحد » و فيروزآبادى گفته : « الكتّاب كرمّان الكاتبون و المكتب كمقعد موضع التعليم و قول الجوهرى الكتّاب و المكتب واحد غلط » پس طالب تحقيق بكتب مبسوطه رجوع كند با توجّه باينكه استعمالات قدماء حتّى صدر سلف و ائمّهء معصومين عليهم السّلام مؤيّد قول صاحب صحاح است زيرا در اخبار معتبرهء اماميّه هم « كتّاب » بمعنى مكتب به كار رفته است .
( 2 ) نظير قول نظامى است :« نخفتم شبى شاد در بسترى * كه نگشادم آن شب ز دانش درى » .( 3 ) ابن الاثير در نهايه گفته : « معنى الحديث أنه لا حظّ للزانى في الولد و انّما هو لصاحب الفراش و هو صاحب أمّ الولد و هو زوجها او مولاها » .