بر آن قادر نباشد تواند كه بجاى آرد ، و آن كس كه فرمان هوا برد و دل بر دنيا نهد و آخرت بنزديك وى چون افسانه بود با اين حال دنيا را نيز هم نيابد ، از وى رنجورتر كسى در گيتى نباشد ، و اگر دنيا بيابد بيشترين آن بود از بيم آنكه مبادا « 1 » كه روزى درويش گردد نفقه بر خويشتن و بر اهل و عيال تنگ دارد ، و زندگانى چون درويشان كند ناگاه مرگش درآيد پس از وى شقىتر و بدبختتر بهر دو گيتى كسى ديگر نباشد ، و چون دنيا بر وى گرد آيد چون چهار پاى سر بنهد و آنچه مراد بود و هوايش بدان ناظر بود مىكند مثل وى همچون آن كسى بود كه در خواب ببيند كه عيشى عظيم هست و او در آن كامرانى همى كند چون بيدار گردد در دست الّا حسرت نباشد و يكى از بزرگان گويد يا عباد اگر دنيا با آنكه فانى است زرّين بودى و آخرت با آنكه باقى است سفالين بودى واجب كردى كه عاقل آخرت سفالين برگزيدى و بدنياى فانى التفات نكردى فكيف كه ميفرمايد كه : هالك باد بندهء دنيا و هالك باد آنكه بر مراد نفس كار كند .
219 -
العالم و المتعلّم شريكان في الخير
« 2 » .
( 1 ) داننده و آموزنده هر دو انبازند در نيكى . و باقر عليه السّلام گويد كه : معلّم هزار بار از عابد و زاهد بهتر بود و هر دانائى كه از دانش او منفعت بمردم رسد فضل او از هفتاد هزار عابد بيشتر بود ، و مادر سفيان مر سفيان را گفت : اى پسر علم آموز كه بدوك رشتن كفايت تو بسازم و ليكن به شرط آنكه بعضى از آنچه آموزى در تو أثر كند و بدان كار كنى ، و اگر كسى علم جمع كند و خود را از ناشايست باز ندارد
هامش
( 1 ) كذا در نسخه و گمان ميرود كه در اصل : « نبايد » بوده است زيرا كه قدما غالبا بجاى « مبادا » كه اكنون ما به كار ميبريم ايشان « نبايد » ميگفتهاند بشهادت متون قديمه .
( 2 ) در نسخ مخطوطهء شهاب الاخبار قبل از اين حديث اين حديث نيز و
« البطالة تقسى القلب »
نقل شده است ليكن در اين شرح به هيچ وجه در اين مورد اثرى از آن ديده نميشود فليحرّر .