يا محمّد بگوى مردان مؤمن را تا چشم از نگريدن [ بزنان ] و از عورت مردان نگاهدارند
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ
« 1 » و بگو زنان مؤمنه را تا چشم نگاهدارند از نگريدن و آواز گوشواره و خلخال مرد بيگانه را شنوانيدن ، و دوازده كس آنند كه شايد زينت از ايشان پنهان نكنند اوّل - شوهر ، دويّم - پدر ، سيّم - پسر شوهر ، چهارم - پدر شوهر ، پنجم - برادر ، ششم - پسر برادر ، هفتم - پسر خواهر ، هشتم - زنان ، نهم - درم خريدگان نابالغ ، دهم پسرش ، يازدهم - داماد ، دوازدهم - طفل كه عورت مردان و زنان بر وى [ معلوم ] نشده باشد [ و هر كه جز ازين كسان بود محنت بود آنچه بدين ماند « 2 » ] دوازدهاند كه چون روى را ببيگانه كنند شيطان بر سرش نشيند و اگر پشت بر بيگانه كنند شيطان بر پشتگاهش نشيند و بهر حال اين زن را بر روى بيگانه مىنگارد . و در خبرست با هر زنى يك شيطان بود و با هر مردى چهل شيطان و يا بيشتر بود و يكى از تابعان راه بر در سرايى ايستاده بود از دور مردى را بديد در اندرون سراى شده چون بگذشت بيرون آمد و گفت : يا قوم با ايشان نشست و خاست و گفتن حرام است و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد كه : از پسران ياران « 3 » دور شويد كه ايشان را مانند زنان ميل شهوت بود .
231 -
الشّؤم في المرأة و الفرس و الدّار .
( 1 ) شومى در زن و در اسب و در سراى بود ؛ در زن يعنى كه بدخو بود يا سليطه باشد كه شوهر را بسببى از طاعت باز دارد و بر زبانش رنجور دارد ، و در اسب يعنى كه چون خواهد بر نشيند در مخاطره بود كه لگد زند يا سركش باشد ، و در سراى يعنى تنگ باشد و در آنجا نشست و خاست و ديگر تصرّف نمودن دشوار باشد و در
هامش
( 1 ) صدر آيهء 31 سورهء مباركهء نور و ذيل آن اينست :« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ »( تا آخر آيه ) .
( 2 ) تصحيح عبارت شرح اين حديث از اينجا تا آخر برايم ميسّر نشد و چنان كه بود نقل شد .
( 3 ) كذا في الاصل و چنان كه مكرّر گفتهايم اين قسمت ساقط شده از نسخهء اصل نسبة صحيح كه فقط از روى نسخهء دانشگاه ( شمارهء 127 كتابخانهء مركزى ) چاپ مىشود بسيار مشوّش و ملحون است پس اگر تهافتى به نظر رسد بايد مصحّح را معذور دارند زيرا كه تصحيح دقيق قسمت مذكور مستلزم تصرف در عبارت متن است و بديهى است كه آن هم روانيست .