نه از راه قياس تا - بنابر قول به جواز آن - استثنا از عموم حرمت قياس محسوب گردد ؛ از اين رو ، مفهوم موافقت در جايى قابل تصور است كه لفظ در تعدى وسرايت حكم به موردى كه أولى در علت حكم است ، ظهور داشته باشد ، مانند آيهء
« فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ »
. بنابر اين ، صرف بيان علّت حكم ويا اولويت موردى در علّت حكم - بدون آنكه لفظ در تعدّى وسرايت حكم به ساير مواردى كه بر حسب ظاهر علت حكم در آنها وجود دارد ، ظهور داشته باشد - كفايت نمىكند ودر قلمرو قياس باطل مىگنجد . 13
قياس استثنايى
قياس استثنايى : از اقسام قياس منطقي .
عنوان ياد شده از اصطلاحات علم منطق است كه در أصول فقه ونيز در فقه استدلالي آمده است .
در علم منطق ، قياس را به لحاظ مادة وصورت آن به اقسامى تقسيم كردهاند .
قياس به لحاظ صورت ( هيئت تأليفى تشكيل شده از دو مقدمه ) به دو قسم استثنايى واقتراني ( - - ) قياس اقتراني ) تقسيم شده است .
مقصود از قياس استثنايى ، قياسي است كه در مقدّمات قياس به نتيجة ويا نقيض آن تصريح شده وبه جهت اشتمالش بر استثنا ، استثنايى ناميده شده است ، مانند اينكه گفته شود : اگر زيد عالم است ، احترامش واجب است ؛ ليكن زيد عالم است ، پس احترامش واجب است . در اين مثال ، نتيجة ( وجوب احترام ) در مقدمهء قياس ( اگر زيد عالم است ، احترامش واجب است ) آمده است ، ودر مثال اگر زيد عادل بود نافرمانى خدا نمىكرد ؛ ليكن نافرمانى خدا كرده است ، پس عادل نيست ، نقيض نتيجة در مقدمه آمده است . 1
- - ) قياس )
هامش
( 1 ) . أصول الاستنباط / 329
( 2 ) .
الأصول العامة / 304
( 3 ) . أصول الفقه 2 / 162
( 4 ) . 162 - 163
( 5 ) . وسائل الشيعة 27 / 43
( 6 ) . 41
( 7 ) .
أصول الفقه 2 / 161 - 162
( 8 ) . 164
( 9 ) .
164 - 168
( 10 ) . 168 - 169
( 11 ) .
اسراء / 23
( 12 ) . أصول الفقه 2 / 176
( 13 ) . 176 - 180 .
( 1 ) . رسائل الشهيد الثاني 2 / 765 ؛ المنطق / 239 ؛ معجم مفردات أصول الفقه المقارن / 235 .