تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
بدين معنا كه قياس كننده حكم مىكند فرع نيز سزاوار است نزد شارع محكوم به حكمي همانند حكم أصل باشد ، به دليل وجود علتي مشترك ميان آن دو . بنابر اين ، قياس ، عملياتى است كه قياس كننده با هدف دستيابى به حكم شرعي انجام مىدهد ونتيجهء قياس ، حكم شرعي به دست آمده از اين راه است . 4 از اين عنوان در أصول فقه سخن گفته‌اند . پيشينه : فقهاى امامي به پيروى از أهل بيت عليهم السّلام از همان آغاز با قياس مخالف بوده وعمل به آن را باطل اعلام كرده‌اند . از مخالفان ، ظاهريه ( - - ) ظاهريه ) وحنبلىها نيز قياس را نپذيرفته‌اند . قياس ، هرچند پس از رحلت رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله از سوى تعدادى از أصحاب بدعت شمرده شد ، ليكن مخالفان مكتب أهل بيت عليهم السّلام در صدد عمل وبلكه ترويج آن برآمدند . نخستين كسى كه قياس را به شكل وسيع در دين وارد كرد وآن را به كار گرفت ، أبو حنيفة ( م 150 ه . ق ) بود . شافعيان ومالكيان نيز به پيروى از أبو حنيفة ، قياس را در استنباط احكام شرعي به كار گرفتند . گروهى در موضوع قياس چنان دچار افراط شدند كه آن را بر اجماع‌داشتند ، وحتى گروهى أحاديث را با تكيه بر قياس رد كردند وبعضي از آنان ، آيات قرآن را با قياس تأويل نمودند . در روايات بسيار از امامان عليهم السّلام از قياس نهى شديد وأكيد شده است ، مانند آنكه فرموده‌اند : « دين خدا با عقلهاى مردم دست يافتنى نيست » 5 يا فرموده‌اند : « سنّت آنگاه كه قياس شود ، دين نابود مىگردد » . 6 مخالفان به دليل فاصله گرفتن از أهل بيت عليهم السّلام واستفاده نكردن از علوم آنان ، از آگاهى يافتن نسبت به بسيارى از احكام شرعي محروم ماندند وناگزير از روى آوردن به آرا واجتهادات استحساني وظنّى شدند . نظام سلطهء عباسى نيز براي پيشبرد أهداف ومقاصد سياسي حكومت وتوجيه جنايتها وخيانتهاى خود ، عنايت ويژه‌اى به قياس كنندگان داشت وآنان در پرتو حمايتهاى حاكمان ، بر ديگران چيره شدند . در اين دوره ،