تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

فصل دهم : نه جبر و نه تفويض

پيش از آغاز اين بحث ناگزير بايد ياد آور شد كه پيروان فلسفه‌هاى بشرى غالباً به جبر باور يافتند در حالى كه مردمان ساده انديش روى به سوى تفويض آوردند ، ولى انسان آگاه و حليمى كه از هدايت خدايش پيروى مىكند ، نه به جبر اعتقادى مىيابد و نه به تفويض ، بلكه يه ميانهء آن دو اعتقاد پيدا مىكند . در حديثى آمده است كه مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد : آيا خداوند بندگان را بر ارتكاب گناهان مجبور كرده است ؟ امام عليه السلام فرمود : « خير . آن مرد گفت : پس آيا كارشان را به خودشان واگذارده ؟ امام عليه السلام فرمود : خير . آن مرد گفت : پس چه ؟ امام عليه السلام فرمود : لطفى است از سوى خداوند ميان آن دو . « 1 » » مفضّل بن عمرو به نقل از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « نه جبر است و نه تفويض ، بلكه امرى است ميان دو امر « 2 » . اينك بايد ببينيم كه مفهوم اين سخن چيست ؟ و ابعاد آن كدام است ؟ امر ميان دو امر ، به معناى موضع نگرفتن در برابر جبر يا تفويض نيست ، بلكه عكس آن درست است . زيرا يك مؤمن بايد رنگ حقيقى و درستى بر اين دو سخن
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 5 ، ص 83 ، به نقل از آن : ميزان الحكمة ، ج 2 ، ص 7 . ( 2 ) - همان مأخذ ، ج 5 ، ص 17 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 275 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي