بود اگر انسانى - مثلًا - به صرف اعتماد به پاكى اصلش هر چه مىخواهد در دنيا انجام دهد . حتّى ستم خواهد بود اگر بر فرزند نامشروعى - كه از گناه پدر و مادرش مبرّاست - حكم قطعى صادر شود كه به دوزخ در خواهد افتاد ، زيرا خداوند سبحان در او نيز چونان ديگر مردمان قابليتهايى نهاده كه مىتواند با تباهيها و سركشيها به مبارزه برخيزد ، اگر چه نسبت به پاك نژادان ديگر ، عشق به فساد را از پدر و مادر خود ، بيشتر به ارث برده است .
آرى ! گاهى پدر و مادر در تربيت فرزندشان كوتاهى مىكنند ، گاهى جامعه و شرايط پيرامون او عوامل فشار را در خود دارد تا جايى كه زير ساز تربيتى اين فرزند ، كج نهاده مىشود ، ولى هرگز بدين مفهوم نيست كه اين عوامل ، ضرورتاً به نمايندگى از عقل ، وجدان و ارادهء انسان ، مسير او را در زندگى رقم زنند .
بطور طبيعى كسى كه با اهرمهاى فشار به مقاومت بر مىخيزد به پاداشى دست مىيابد بيش از كسى كه فرصت مناسب در اختيار او نهاده شده ، فضا و شرايط مطلوب براى شايسته بودن او فراهم آمده است . قاعدهء دينى در اين زمينه بر اين نكته اشاره و تأكيد دارد كه : « پاداش به قدر تحمل سختى است » و اين قاعده و سنّت با عقل انسان ، همخوانى كامل دارد .
چكيدهء سخن اين كه طبيعت ثواب و عقاب به قاعدهء استصحاب ، اهميت چندانى نمىدهد . يعنى چنين نيست كه اگر كسى روزى مؤمن بوده ، اگر چه غرق در خطاها باشد ، مُهر سعادت بر او خواهد خورد و هر كه روزى تبهكار بوده ، براى هميشه مُهر نگونبختى بر پيشانى او خواهد خورد ، حتى اگر او به درگاه الهى توبه و زاريها كرده باشد . قاعدهء زرّين در اين زمينه آن است كه ثواب و عقاب در گرو دستاوردهايى هستند كه آدمى به هنگام امتحان پيگير و روزانهء الهى آن را به چنگ مىآورَد و اين چرخه تا پايان عمر او همچنان ادامه مىيابد .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 274
مساهمون: آژير
ص٢٧٤