تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
فشارها همان فشارهاست ، هيچ تغيير و تبديلى نمىيابند ، خداوند سبحان با اراده آزادى و قدرت گزينشى كه به آدمى عطا فرموده او را مورد ابتلاء قرار مىدهد .

شبههء دوم - سرشت انسان

شبههء دوم مىگويد : نوع عملكرد آدمى به اصلى باز مىگردد كه از آن آفريده شده است . خداوند برخى از مردم را از سرشتى پاك آفريده و برخى را از سرشتى فاسد ، پس هرگاه اصل انسانى پاك باشد رفتار او نيز نيكو خواهد بود و اگر فاسد باشد ، عمل او نيز فاسد خواهد بود . بر اساس اين پندار ، آدمى در آنچه از او سر مىزند قطعاً مسؤوليتى ندارد ، زيرا اين سرشت اوست كه چگونگى عملكردش در زندگى را رقم مىزند . امّا بر اساس ديدگاه اسلامى ، اگر چه در اساس آفرينش تفاوتهايى وجود داشته باشد ، ولى اين امر به مفهوم ادامهء طبيعت در عملكردهاى انسان نيست و ضرورتاً چنين نمىباشد كه اگر طبيعت انسان با طبيعت ( عليّيّن ) مغايرت داشته باشد نتواند به مدارج ايشان دست يابد و اين خداوند سبحان است كه از پاك ، ناپاك و از ناپاك ، پاك بيرون مىآورَد . ممكن است انسانى از ( عليّيّن ) باشد و خداى خود را عصيان كند و به اسفل سافلين درافتد و آن كه از ( سِجّين ) آفريده شده در پرتو فرمانبرى از خداى خود به اعلى عليّيّن اوج گيرد . شايد بسيارى از دعاهاى به منقول از امامان اهل بيت عليهم السلام كه به محتويات قرآن آشناترند به اين مطلب اشارهء آشكار و مستقيم دارند ، سياق كلّى و جزئيات دقيق اين ادعيه بر ضرورت چشم داشت انسان به اوج گرفتن به سوى ملكوت خداوند ، تأكيد دارد . و بدون شك اين دعاها مخصوص گروه معينى از مردم نيست . بر اين اساس ، از عدالت الهى نخواهد بود كه خداوند به صرف اين كه انسانى از اين و يا آن اصل است حكم به بيچارگى او در آينده كند ، چنان كه حكيمانه نخواهد