اراده انسان توقف مىكند كه شاخص و مصداق حقيقىِ شخصيت اوست ؛ انسانى كه با ديگر مخلوقات تفاوت و اختلاف كلّى دارد . پس اگر نياز و يا شهوت جنسى علّت تامّه اعمال مردم مىبود و ديگر تفاوت در ميان عملكردهاى همهء مردمان از ميان مىرفت .
حرّ بن يزيد رياحى در ميان كسانى كه در قتل امام حسين عليه السلام و فرزندان ، اصحاب ايشان - عليهم صلوات اللَّه جميعاً - شركت كردند حجّت الهى شد ، زيرا اين سپاه آدمكش نمىتواند جنايت خود را با فشارهايى كه به دستور يزيدبن معاويه ، عبيداللَّه بن زياد ، يا عمر بن سعد و يا شمر بن ذى الجوشن - لعنت خدا بر همهء آنها باد - بر آنان اعمال مىشد توجيه نمايند ، زيرا حجّت خدا آنان را خاموش مىكند و آن حرّ بن يزيد رياحى است كه با موضعگيرى خود توانست از تاريكى رهايى يابد و امكان يافت از ابو عبداللَّه الحسين عليه السلام و اهل بيت رسول اكرم صلى الله عليه و آله به دفاع برخيزد عليرغم اين كه با ديگر سپاهيان علّت همسانى داشت و فشارهاى مشابهى را تحمل مىكرد .
بدون ترديد خداوند سبحان برخى از بندگان خود را بر برخى ديگر حجّت مىآورَد و اين احتجاجِ داد گرانهء الهى تنها در صورت همسانى علل و شرايط مىباشد . افسونگران فرعون ، كه بعداً از خالصترين مؤمنان به خداوند جهانيان گشتند ، بيش از ديگر كافران به كفر و پرستش فرعون مىگراييدند ، ستم و جنايات فرعون را بيشتر احساس مىكردند ، ولى همين افسونگران هنگامى كه حقيقت را دريافتند به رغم همهء شرايط و انگيزههايى كه بر ايشان فشار وارد مىآوردند و با ارادهء خالص خود به خداى هارون و موسى گرويدند .
جان سخن اين كه عوامل بيرونى ، اراده را نمىآفرينند ، بلكه ايجاد فشار مىكنند و ميان اين دو تفاوت بسيار است و آدمى مىتواند در آنِ واحد ، يا سر تسليم فرود آورَد و يا به ستيز برخيزد ، او مىتواند ثواب را برگزيند و يا عقاب را انتخاب كند .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 272
مساهمون: آژير
ص٢٧٢