تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
مىآيد ، با آگاهى از اين كه انگيزه‌ها و عوامل خارجى و مظاهر هستى در اين كه علّت تامهء عملكردهاى آدمى را تشكيل نمىدهند يكى هستند ، بلكه علّت تامّه ، همان اراده و اختيار انسان است و بس . ما مىبينيم كه هر كس تشنه است لزوماً آب نمىآشامد و كسى كه براى مثال به خونريزى مبتلاست به رغم نياز شديد به آب از آشاميدن آن پرهيز مىكند ، يا شخص روزه‌دار آب نمىآشامد ، چنان كه يك مرتاض نيز آب نمىآشامد ، دليل آن چيست ؟ و اين جماعت چگونه مىتوانند از خوردن آب خوددارى كنند ؟ در حالى كه انسان ديگرى كه كمتر تشنه است از خوردن آب خوددارى نمىكند ، زيرا او آب خوردن را اراده كرده و خواسته است . هر كس كه شهوت جنسى او به جنبش درآيد به زناى حرام نمىپردازد . يك انسان مؤمن به رغم وجود فتنه‌ها ، ابتلاءات ، نمودهاى جذاب و برهنگيها اساساً به آنچه خدا حرام كرده نگاه هم نمىكند . و جوانى كه در كار ساختن آيندهء خويش است اگر چه نياز به زنا دارد ، ليكن آن را در پرتگاه پستى مىبيند و اگر چه گاهى هم از فراهم كردن لوازم اوّليه و گران قيمت ازدواج هم ناتوان است ولى به اين عمل زشت روى نمىآورد ، چرا ؟ اينها مىخواهند از حرام دورى گزينند در حالى كه ديگران چنين چيزى را نمىخواهند . و نيز چنين نيست كه همهء تهيدستان ، كم توشگان ، گرسنگان و كسانى كه نياز مبرم دارند به سرقت توسّل جويند ، بلكه گاهى عكس آن صحيح است و سرقت و خيانت در ميان توانگران بيش از فقراست ، زيرا تهيدستى ، بسيارى اوقات قناعت و چشم‌پوشى از آنچه را دردست مردم است به همراه مىآورَد ، در حالى كه فراوانىِ دارايى بويژه اگر بدون سخنى بدست آمده باشد گرايش به زياده خواهى و فزون‌طلبى را ايجاد مىكند و سرقت را به بار مىآورَد كه نزديكترين راه براى رسيدن به اين مقصود است و اينها همه به ارادهء آدمى بازگشت مىكند . اگر چه اين صحيح است كه عوامل خارجى تأثير دارند ، ليكن اين تأثير در مرز