تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦

فصل ششم : قضا و قدر

فلسفهء قرار دادىِ بشرى ، موضوع قضا و قدر را از درونمايهء واقعى خود تهى كرده است و فايدهء ايمانى آن را از آن ستانده است ، زيرا رو به سوى باورهايى فاسد كرده و از مفاهيم قرآن كريم و اهداف خداوند بزرگ ، به كلى بر كنار است . پيش از آن كه با مفاهيم قضا ، قدر ، مشيت و اراده آشنا شويم ، ناگزير بايد مقدمه‌اى را بيان داريم كه براى فرا گرفتن كل موضوع از اهميت فوق العاده‌اى برخوردار است . هنگامى كه آدمى دربارهء خداوند سبحان سخن مىگويد بايد از جايى شروع كند كه خداوند ، خود را در قرآن كريم معرفى كرده است . قرآن كريم بارها براين نكته تأكيد ورزيده كه الحاق يك صفت ، يا نام به خداوند عزّوجلّ با الحاق يك نام و يا صفت به مخلوق تفاوت كلّى دارد و اين در پى تفاوت موجود ميان دو طرف است . پس هنگامى كه مىگوييم : خداوند مهربان و بخشنده است ، يا چنين و چنان اراده فرموده است ، بايد اين را بدانيم كه مفهوم آن با اين كه فلانى مهران و بخشنده است ، يا خشم مىگيرد و يا اراده مىكند تفاوت جدّى دارد . تفاوت آن در اين نهفته كه سخن دربارهء خدا سخن از غايت يك فعل است در حالى كه سخن از انسان سخن از آغاز فعل است . هنگامى كه آدمى به كسى از مردم رحم مىكند اين كار باگذر از چند مرحلهء مشخص صورت مىپذيرد . او به اين