« آيا با خود نمىانديشند كه خدا آسمانها و زمين را و هر چه را ميان آنهاست جز به حق و تا مدّت و اجلى محدود ، نيافريده است ؟ و بسيارى از مردم به ديدار پروردگارشان ايمان ندارند . »
پس حق و اجل با آفرينش زمين و آسمان همراه بودند . آنچه از لابلاى تأمّل وجدانى و شناخت پارهاى حقائق از دانش فيزيك نوين و مهمتر از آن از لابلاى ژرف انديشى در ايات و احاديث ، بر من معلوم شده اين است كه : حقيقت ابداع ، آفرينش ، رزق ، همان حدوث ، تغيير و دگرگونى است و آن حقيقت زمان است .
پس زمان يك حدث و رويداد است ، ولى به لحاظ تحولات آن ، لذا آفرينش آسمانها ، زمين در زمانها ، صورت پذيرفته است . اين دلالت بر آن دارد كه خلق ، اندك اندك تحقّق يافته است ، خداوند سبحان همان آفريننده ، دستور دهنده و پرورندهء تدبير كنندهاى كه هنوز از امر آفرينش فارغ نگشته است .
آرى ! ذات آفرينش ، ذات مشيت ربانى و ذات فعل الهى كه به ربوبيت تعلّق دارد ، زمان ندارد ، ليكن موضوع آفرينش و پديد آوردن و آنچه آفرينش و ربوبيت بدان وابسته است ، از زمان برخوردار مىباشد ، زيرا محدَث و مخلوق است .
و شايد نصّى كه دلالت بر آن دارد كه نخستين آفريده ( اراده ) نَه وزنى دارد و نَه حركتى ، به همين مفهوم باشد . امام رضا عليه السلام در آنچه نوفلى از ايشان روايت مىكند مىفرمايد : « نخستين آفريدهء خداوند عزّوجلّ همان ابداع است كه نه وزنى دارد و نه حركتى و نه شنوايى و نه رنگى و نه حسى و دومين آفريده همان حروف بوده است كه نه وزنى دارند و نه رنگى در حالى كه شنيده مىشوند و توصيف مىشوند و نمىتوان آنها را ديد . سومين آفريده همهء گونههايى است كه محسوس و ملموس و چشيدنى هستند و مىتوان آنها را ديد و خداوند تبارك و تعالى پيس از ابداع بوده است ، زيرا پيش از او و همراه او چيزى نبوده است وابداع پيش از حروف بوده است و حروف جز بر خود بر چيزى دلالت ندارند .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: آژير
ص٢٣٢