اجرا در مىآورَد . خداوند براى هر اجلى كتابى و نوشتهاى نهاده است چنان كه براى هر خبرى جايگاهى قرار داده .
بر اين اساس زمان وهمى خيالى نيست ، بلكه قدرى مقدّر شده است ، اجلى مسمّى است ، و وقتى تعيين شده است ، و ارادهاى برتر از همهء آنها وجود دارد كه آنچه را مقدّر شده و اجل يافته و وقت پيدا كرده به اجرا در مىآورَد ، چگونه اين همه مىتواند بيهوده و بر اساس هرج و مرج باشد .
احاديث نيز اين حقيقت را ياد آور شدهاند كه خداوند همان قدرتى است كه وقت و اجل را مشخص كرده . اينك برخى از اين احاديث را از نظر مىگذرانيم :
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « دانشمندى از دانشمندان يهود نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! خداى تو چه هنگام بوده است ؟ امام عليه السلام فرمود : مادرت به عزايت بنشيند ، چه هنگام نبوده است تا بگوئيم كى بوده است ؟ خداى من پيش از پيشِ بدون پيش و پس از بعد بدون بعدى بوده است ، كه غايتى نداشته و غايت آن انتهايى نداشته . غايات نزد او به مرز خود مىرسد و او نهايت هر غايتى است . « 1 » »
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « امير المؤمنين عليه السلام به ذعلب فرمود : خداى من لطيف است و با لطف توصيف نمىشود ، پيش از هر چيز بوده است و گفته نمىشود چيزى پيش از او بوده - تا اين كه مىفرمايد - مكان ، او را در بر نمىگيرد و وقت او را در خود جاى نمىدهد - تا اين كه مىفرمايد - وجود او بر وقت پيشى دارد و هستى او بر عدم مقدّم است و آغاز همان ازل اوست - تا اين كه مىفرمايد - ميان قبل و بعد تفاوت نهاد تا دانسته شود كه او نَه قبلى دارد و نَه بعدى . . . برخى را بر برخى پوشانده است تا دانسته شود كه ميان او و خلقش پوششى نيست ، زمانى پرورنده بوده كه پروردهاى نبوده و زمانى خدا بوده كه پرستيدهاى نبوده است
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 54 ، ص 160 ، روايت 94 .