كه اعراض و حدود گوناگون داشت ، بدان يكتايى كه بى هيچ تقدير و تحديدى برپاست خلقى را بيافريد كه به تحديد و تقدير ، مقدّر است ، آنچه بيافريد دوتا بود :
تقدير و مقدّر كه هيچ يك از آن دو ، نه رنگى داشت نه وزنى و نه طعم . و هر يك به ديگرى درك مىگردد و هر دو را با خودشان قابل درك قرار داد . « 1 » »
آيت اللَّه مرواريد دربارهء مادّهء نخستينى كه اصل وجود پديدههاست مىگويد :
« اين مادّه اگر چه وجود دارد - خداوند متعال پديدش آورده - ، ليكن ذاتاً فاقد نور حيات ، علم ، قدرت و ديگر كمالات نورانى است و اين كه موجودى گشته زنده و عالم بسته به اين است كه آن نور را دريافته چنان كه مرگش با از دست دادن وفقدان همين نور است .
و ما هر بام و شام در خواب و بيدارى با اين كه در هر دو حالت موجود هستيم ، اين دريافت و فقدان را در نفس خود مىيابيم . « 2 » »
در حديث آمده است نخستين مادّهاى كه پديدهها از آن پديد آمده ( آب ) است دين و علم خدايى را حمل كرده است .
در حديثى به نقل از داود رقى آمده است كه : از امام صادق عليه السلام دربارهء اين آيهء شريفه : وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ پرسيدم و حضرت عليه السلام فرمود : « همانا خداوند دين و علمش را پيش از آن كه زمين ، يا آسمان ، يا جن ، يا انس ، يا خورشيد و يا ماه در كار باشد بر آب نهاد و چون خواست خلق را بيافريند آنها را در برابر خود بپراكند و به ايشان فرمود : خداى شما كيست ؟ نخستين كسى كه سخن گفت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، اميرالمؤمنين عليه السلام و امامان عليه السلام بودند . پس عرض كردند : تو خداى ما هستى ، خداوند علم و دين خود را بر دوش آنها نهاد . « 3 » »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 57 ، صص 47 - 48 ، به نقل از كتاب عيون و توحيد .
( 2 ) - تنبيهات حول المبدأ و المعاد ، ص 213 .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 57 ، ص 95 .