تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
از ازلى و هميشگى امتناع مىورزيد - تا اين كه مىفرمايد - به هر چه ارادهء هستى او كند مىفرمايد : باش پس موجود مىشود ، نَه به وسيلهء آوازى است كه ( در گوشها ) فرو رود و نه به سبب فريادى است كه شنيده شود ، و جز اين نيست كه كلام خداوند فعلى است از او كه آن را ايجاد كرده و مانند آن پيش از آن موجود نبوده است و اگر مخلوق قديم بود هر آينه خداى دوم بود ، گفته نمىشود ( كه خداوند ) به وجود آمد بعد از آنكه نبود ، پس صفات خلف شده بر او جارى شود و بين خلق شده‌ها و او فرقى نباشد و او را بر آنها مزيت و برترى نماند ، پس آفريننده و آفريده شده برابر شده و پديد آورنده و پديد آورده شده يكسان گردد . » « 1 » دربارهء دليل وجدانى پيرامون آفرينش و حدوث پديده‌ها ، امام صادق عليه السلام سخنى دارد ، اين حديث از ابن ابى العوجاء نقل مىشود و آن هنگامى بود كه امام صادق عليه السلام با او گفتگو مىكرد و او در روز دوم و سوم بازگشت و عرض كرد : دليل مخلوق بودن اجسام چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : من چيزى خُرد و يا كلان نيافتم مگر آن كه به هنگام پيوستن به مانند خود بزرگتر مىگردد ، در اين روند ، زوال و انتقال از وضع نخست ، نهفته است ، در حالى كه اگر قديم مىبود نه زوال مىپذيرفت و نه تحوّل ، زيرا آنچه زوال و تحوّل پذيرد مىتواند وجود يابد و يا باطل شود ، پس با وجود يافتن پس از عدم در حدوث وارد مىشود و با ازلى بودنش در قديم گام مىنهد و حال آن كه صفت‌ازليت وعدميت در يك چيز باهم گرد نمىآيند . عبدالكريم گفت : گيريم كه اين دو وضع و دو زمانى را كه بيان كردى و بر حدوث پديده‌ها استدلال نمودى دريافتيم ، ولى فرض كنيم همهء پديده‌ها همچنان خُرد باقى بمانند ، اينك از كجا بر حدوث آنها استدلال مىكنيد ؟ امام عليه السلام فرمود : ما دربارهء اين جهانِ ساخته شده سخن مىگوييم ، ولى اگر آن را برداريم و جهان
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 54 ، ص 30 ، روايت 6 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 197 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي