تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
همانا خدا از ازل ناطق بوده است و قدرت بر نطق براى او قدرتى ذاتى است ، ذات او ، ازل اندر ازل است و مقصود از نطق ، تكلّم نيست بل آفريدن كلام است . در مناظرهء ديگرى امام رضا عليه السلام به سليمان مروزى كه از طرفداران فلاسفه وارداتى بود فرمود : اى سليمان ! آيا دربارهء اراده به من نمىگويى كه آيا فعل است و يا غير فعل ؟ او گفت : فعل است . امام عليه السلام فرمود : بنابراين مخلوق است ، زيرا همهء افعال مخلوق هستند . سليمان گفت : فعل نيست . امام عليه السلام فرمود : پس از ازل چيزى جز او با او بوده ؟ سليمان گفت : اراده همان انشاء است . امام عليه السلام فرمود : اى سليمان ! اين همان چيزى است كه بر ضرار و اصحاب او اشكال گرفته بوديد ، زيرا آنها مىگفتند : هر چه را خدا آفريده اعم از آسمان ، زمين ، دريا ، خشكى ، سگ ، خوك ، ميمون ، انسان و يا جنبنده ، همگى ارادهء خداوندى است و اين ارادهء خداوندى است كه زنده مىشود ، مىميرد . مىرود ، مىخورد ، مىآشامد ، ازدواج مىكند ، مىزايد ، ستم مىكند ، بدكارى ، كفر و شرك به جا مىآورَد كه ما از اين ( شيوهء تفكر ) برائت مىجوييم و دشمنش مىداريم و اين حدّ اراده است . سليمان از اين مناظره ترسيد و سخن خود را از سر گرفت كه : اراده همچون شنوايى ، بينايى و علم است . امام رضا عليه السلام فرمود : بارديگر به اين سخن بازگشتى ، پس به من بگو آيا شنوايى ، بينايى و علم مخلوق هستند ؟ سليمان گفت : نَه . امام رضا عليه السلام فرمود : پس چگونه آن را نفى مىكنيد ؟ يك بار مىگوييد اراده نكرده