خدا و پيامبرش مخالفت مىورزند دوستى كنند ، هر چند آن مخالفان ، پدران يا فرزندان يا برادران و يا قبيلهء آنها باشند آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحهء دلهايشان نوشته ، و با روحى از ناحيه خودش آنها را تقويت فرموده . . . »
پس خداوند عزّوجلّ است كه ايمان را در دل دوستدارانش قرار داد و آن را در وجدان ايشان ثابت گردانيد و با روح خود آنها را تأييد كرد .
آيهء ديگرى مىفرمايد :
هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ . . . « 1 » .
« او همان است كه در دل مؤمنان آرامش افكند . . . »
پوشيده نماند كه واژهء « هُوَ » اسمى است براى ذات خداوند مقدّس و ذات خداست كه با دل و وجدان انسان مؤمن گفتگو مىكند آرامش و يقينى به او مىدهد كه بالاترين درجات شناخت است .
خداوند در آيهء ديگرى مىفرمايد :
يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ « 2 » .
« از اين كه اسلام آوردهاند برتو منّت مىگذارند . بگو : به خاطر اسلامتان بر من منّت نگذاريد ، بلكه خدا بدان سبب كه شما را به ايمان راه نموده است بر شما منّت مىنهد ، اگر ( در ادعاى ايمان ) راست مىگوييد . »
پس هر كه در خود ادّعاى اخلاص كند ناگزير بايد اين اعتقاد را بيابد كه منبع ايمان - به عنوان مقدّمهاى براى اخلاص - خداوند سبحان است .
آيهء شريفهء ديگرى هست كه مىفرمايد :
. . . وَلكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ
هامش
( 1 ) - سورهء فتح ، آيهء 4 .
( 2 ) - سورهء حجرات ، آيهء 17 .