تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
را به شناخت مىرساند ، لذا ما پيوسته مىخوانيم كه : الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ و اين اعتراف به آن حقيقت پيشگفته است كه خداوند يكتا ، خود منبع هدايت و شناخت‌است و عامل ديگرى در كار نيست .

خداوند ، وسيلهء شناخت خود

آيات و احاديث فراوانى در دست است كه گواه اين حقيقت است كه خداوند متعالى نيازى به هيچ وسيله و دليلى ندارد كه او را به بندگانش بشناساند ، بلكه او تنها وسيله براى معرفى ذات خود و تنها دليل ، گواه بر وجود خود است . اين اعتقاد در حدّ خود به منزلهء تنزيه و نفى شريك براى خداوند متعال در كاملترين شكل است . از جملهء اين آيات است : . . . سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ « 1 » . « . . . خدا از آن گونه كه او را توصيف مىكنند منزّه است ، او داناى نهان و آشكار است ، پس از هر شريك كه براى او قرار مىدهند ، برتر است . » پس توصيف انسان با قابليتهاى محدودى كه دارد هر چه هم باشد باز توصيفى ناقص است . در آيهء كريمهء ديگرى خداوند مىفرمايد : لَاتَجِدُقَوْماًيُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِروحٍ مِنْهُ . . . « 2 » . « نمىيابى مردمى را كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند ، ولى با كسانى كه با
هامش
( 1 ) - سورهء مؤمنون ، آيات 91 - 92 . ( 2 ) - سورهء مجادله ، آيهء 22 .