تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
و طبيعت و هر آنچه را كه پيرامونش است با آن مىبيند و در اين هنگام شگفتى ندارد اگر قرآن بر مرده‌اى خوانده شود و خدا او را زنده كند يا بر كوهى خوانده شود و او به جنبش آيد يا بر زمينى خوانده شود و او پاره پاره گردد : وَلَوْ أَنَّ قُرآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْكُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بِل للَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً . . . « 1 » . « اگر به وسيلهء قرآن ، كوهها به حرمت در آيند ، يا زمينها قطعه قطعه شوند ، يا به وسيله آن با مردگان سخن گفته شود ، ( باز هم ايمان نخواهند آورد ) ولى همهء كارها در اختيار خداست . . . » حالت خشنودى و پذيرش ، مقتضى آن است كه بنده با همهء وجودش به كلام خداى خويش روى آورَد و خود را از آن بر كنار ندارد ، بلكه رهنمودهاى خداوند عزّوجلّ را به جان بينوشد و از اندرزها و احكام آن مستقيماً پند پذيرد : وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ « 2 » . « و هرگاه قرآن خوانده مىشود بدان گوش فرا دهيد و خاموش باشيد ، باشد كه بر شما رحم شود . » امّا اگر هدف تنها تلاوت باشد بى هيچ پاكى ، يا هدف شمارهء آيات ، احزاب ، سوره‌ها و تعداد صفحاتى باشد كه خوانده است و صرف كردن چند ساعت از وقت خويش باشد بدور از هرگونه ژرف و اندرز اندوزى ، اين به مفهوم طلب نور الهى نخواهد بود ، در نتيجه به مفهوم قرب الهى نيست ، لهو و غفلت است : وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ « 3 » . « و جز ستمگران ، كسى آيات ما را انكار نمىكند . »
هامش
( 1 ) - سورهء رعد ، آيهء 31 . ( 2 ) - سورهء اعراف ، آيهء 204 . ( 3 ) - سورهء عنكبوت ، 49 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 137 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي