نيست و در مقام اوجگيرى به بارگاه كبرياييش نخواهد بود . او در سطح درك قرآن قرار ندارد ، زيرا قلبش در پردهء ستيزه جويى . كبر و ظلم است :
. . . إِنَّ اللَّهَ لَايَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ « 1 » .
« . . . همانا خداوند قوم ستمكار را هدايت نمىكند . » .
و چنان كه در پردهء فسق نيز قرار دارد :
. . . وَاللَّهُ لَايَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ « 2 » .
« . . . و خداوند قوم تبهكار را هدايت نمىكند . »
حقّ تلاوت قرآن
حقّ تلاوت قرآن اين است كه آدمى در آيات آن ژرف انديشى كند و اين هنگامى است كه هدف او پرتوستانى از نور خداوندى و در نتيجه نزديكى به درگاهش باشد :
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ . . . « 3 » .
« آنان كه بديشان كتاب داديم آن را چنان كه بايد تلاوت مىكنند و هم اينان بدان ايمان مىآورند . . . »
هنگامى كه آدمى نفس خويش را پاك مىكند و آن را براى دريافت انوار الهى آمادهمىگرداند ، بدونترديد خودرا بر پلّكانرسيدن بهشناخت خداوندى مىيابد ، زيرا علم و شناخت جديدى فزونى مىيابد كه او را به مقام قرب الهى مىرساند :
. . . وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً . . . « 4 » .
« . . . و هرگاه آيات خداوندى برايشان خوانده شود بر ايمانشان افزوده مىشود . . . »
ايننعمت بزرگ براى كسى بدست مىآيد كه قرآن را با حالتىاز تسليم ، خشوع ،
هامش
( 1 ) - سورهء مائده ، آيهء 51 .
( 2 ) - همان ، آيهء 108 .
( 3 ) - سورهء بقره ، آيهء 121 .
( 4 ) - سورهء انفال ، آيهء 2 .