خداوند به دو بخشيده و اين اشياء به گونهاى حضورى و مستقيم براى او منكشف مىشود ، ولى علم خدا به اشياء كشف بى واسطهء آنهاست و علمى است كه به او افزوده نشده ، زيرا خداوند ، خود علم و خاستگاه آن است . در اين جا بايد از برخى روايات رسيده دراين زمينه پرتو گرفت :
امام حسن عسگرى مىفرمايد : « بگوييد : همانا خداوند نورى است كه تاريكى در آن راه ندارد ، حياتى است كه مرگ نمىپذيرد و بىنيازى است كه مدخلى در آن يافت نمىشود . » « 1 » پس خداى ما ذاتاً نورانى است ، ذاتاً زنده است ، ذاتاً عالم است ، ذاتاً صمد و بى نياز است .
امام رضا عليه السلام مىفرمايد : « همانا خداوند متعال پيش از آفريده شدن پديدهها بدان آگاه است ، خداوند عزّوجلّ مىفرمايد : « ما آنچه را انجام مىداديد مىنوشتيم . » و به دوزخيان فرمود : « اگر بازگردانده شوند دوباره به همان چيزى باز مىگردند كه از آن نهى شدهاند و آنها دورغگويانند » خداوند عزّوجلّ مىدانست كه اگر آنها را باز گرداند به همان امورى كه از آنها بازشان داشته روى مىآورند و در پاسخ ملائكه هنگامى كه عرض كردند : آيا در زمين كسى را قرار مىدهى كه تباهى كند و خون بريزد در حالى كه ما تو را به پاكى مىستاييم و تقديست مىكنيم ، خداوند فرمود : من چيزى را مىدانم كه شما نمىدانيد ، پس علم خدا پيوسته علمى سابق بر اشياء است و قديم است پيش از آن كه آنها را بيافريند . پس خداى ما بزرگ ، والامقام و عظيم است . » « 2 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 4 ، ص 304 ، روايت 33 .
( 2 ) - همان ، ص 78 ، روايت 1 .