تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
امّ الكتابند ، و بعضى آيه‌ها متشابهات‌اند ، امّا آنها كه در دلشان ميل به باطل است به سبب فتنه جويى و ميل به تأويل از متشابهات پيروى مىكنند ، در حالى كه تأويل آن را جز خداى نمىداند ، آنان كه قدم در دانش استوار كرده‌اند مىگويند ، ما بدان ايمان آورديم ، همه از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان پند نمىگيرند . » براين اساس مىتوان گفت كه استوارى در علم بازايستادن از كندو كاو پيرامون امورى است كه عقل از رسيدن بدان ناتوان است و اگر براى مثال در روزگار ما از يكى از راسخان در علم پرسش شود كه در آسمان هفتم چه مىگذرد او بدون هيچ گونه دشوارى اظهار بى اطّلاعى مىكند ، زيرا آگاهى او از اين امور تنها همان چيزى است كه قرآن كريم و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به آگاهى او رسانده‌اند . مفهوم و تأكيد اين سخن آن است كه راسخان در علم ، نيك مىدانند كه در كام جايگاههاى شناخت ، گام را از رفتن بازدارند و اين خود بيانگر بلند پايگى و برترى آنها بر ديگرانى است كه امور برايشان مشتبه‌است ولذا براى خود خيال وخرافه را به‌شكل حقيقت مىبافند . يكى از زنديقان از امام صادق عليه السلام پرسيد : خدا چيست ؟ حضرت عليه السلام پاسخ فرمود : « . . . او چيزى است متفاوت با ديگر چيزها . . . ، نَه اوهام او را درك مىكنند و نَه گذشت روزگار از او مىكاهد و نَه زمان او را دگرگون مىسازد . » « 1 » در روايت ديگرى از امام باقر عليه السلام آمده است كه به زياد - كه از اصحاب امام بود - فرمود : « اى زياد ! از مجادله بر حذر باش كه شك به بار مىآورَد و اعمال را خنثى مىكند و صاحبش را به نابودى مىكشاند و چه بسا آدمى سخنى بگويد كه به سبب آن آمرزيده نگردد . اى زياد ! اقوامى در گذشته علم به آنچه را مأمور آن بودند كنار نهادند و علمى را طلبيدند كه از آن بر حذر داشته شده بودند تا جايى كه سخن آنها به محدودهء خداوند عزّوجلّ كشيده شد و لذا حيران و سرگردان ماندند ، گويى كه مردى را از جلو بخوانند و او به پشت سر پاسخ دهد ، يا از پشت سر بخوانند و او به
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 3 ، ص 259 ، روايت 3 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 109 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي