تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
گمراهى كشاندند كه از جملهء آنها اين سخن بود كه خداوند جاهل است ، زيرا در امور مخلوقاتش تجاهل مىكند و اين امور را تا جايى به حال خود واگذاشته است كه ديگر نسبت به آنها هيچ گونه آگاهى ندارد . سپس گفتند ؛ خداوند به سبب كبريايى و عظمتى كه پس از فراغت از آفرينش او را از دخالت در امور مخلوقات باز مىدارد از انجام هرگونه عملى ناتوان است : وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ . . . « 1 » . « و يهود گفتند كه دست خدا بسته است ، دستهاى خودشان بسته باد ، و بدين سخن كه گفتند ملعون گشتند ، دستهاى قدرت خدا گشاده است ، به هر سان كه بخواهد ( از قدرت خود ) بخشش و انفاق مىكند . » برخى ديگر ادّعا مىكنند كه خداوند تنها كليات را مىداند و از جزئيات ، بىخبر است ، زيرا اينها شايستگى علم خداوندى را ندارند . او مىداند كه خير ، خير و شر ، شر و حق ، حق و باطل ، باطل است ، امّا جزئيات عملى و خارجىِ خير ، شر ، حق و باطل را نمىداند . آنها مىخواهند خدايشان را با انديشه‌ها و قابليتهاى محدود خود بسنجند . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « اگر يك مورچه بخواهد خدا را تصوير كند براى او دو شاخ قائل مىشود » با آگاهى از اين كه يهود چهرهء خداونى را به شكل سالمندى ترسيم كرده‌اند كه همچون علماى يهود ريشى سفيد و طولانى در چهره‌اش ديده مىشود . آنها مىگويند : اين خداوند است . آنها با گرفتار كردن خويش در علمى كه مكلّف بدان نيستند خود را در گمراهىِ عميقى در افكنده‌اند و به جاى آن كه در امور مربوط به مخلوق ژرف انديشى كنند دربارهء خالق مىانديشند . من ترديدى ندارم دهريهايى كه وجود خداوند سبحان را انكار مىكردند در
هامش
( 1 ) - سورهء مائده ، آيهء 64 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 106 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي