ترتيب و نزول كه مقتضاى تحقيق و برهان ، و مؤادى حجب و بيان ، و مستفاد از مشكات نبوت و ولايت است به حال خود باقى است ، و ترتب در مظاهر و مرايا در انيات اين مرتبه از وجود به جاى خود ثابت است .
نه هر مظهرى از مظاهر اعيان ثابته را صلاحيت مظهريت اين مرتبه از وجود است ، و نه هر مرآتى از مراياى ماهيات را قابليت جلوهگاهى اين درجه از نور و ظهور است .
سبو را چگونه گنجايش دريا است ، و ذره را چگونه تاب تابش آفتاب است .
حوض با دريا اگر پهلو زند * خويش را از بيخ هستى بركند
بلكه مظهر اين مرتبه از ظهور در سير بداياتى عين ثابت روح اعظم ، و در سير نهاياتى عين ثابت انسان كامل است ؛ و تغاير در ميان اين دو ثابت - در نزد تحقيق و برهان در نظر شهود و عرفان و در مشهد مشاهده و عيان - به اعتبار است .
چنان كه در ميانهء حقيقت و وجود روح اعظم ، و حقيقت و وجود انسان كامل نيز تغاير به اعتبار است .
لهذا از مشكات ولايت وارد است : « ان للّه سبعين الف حجاب من نور و ظلمة لو كشفها لا حرقت سبحات وجهه ما انتهى اليه بصره من خلقه » .
يعنى : « از براى خداوند عالم هفتاد هزار حجاب است از نور و ظلمت ، و هر گاه بردارد آن حجابها را ، هر آينه مىسوزاند انوار عظمت و جلالت وجهش هر چيز را كه منتهى مىشود بسوى او بصر او از خلقش » .
و از بينات است در نزد صاحب بصيرت كه مراد از حجب ، مراتب مرتبهء موجودات است . و مراد از وجه ، همين مرتبه از وجود است نه مرتبهء ذات احديت چنان كه مروى است در اصول كافى كه صادق آل محمد ( عليه السلام ) از راوى پرسيد كه : چگونه تفسير مىكنند مفسرين عامه كلام معجز نظام خداوند عالم را
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
« 1 » ؟
عرض كرد كه : مىگويند ، مراد از وجه ، ذات احديت حق اول است .
فرمود : دروغ گفتهاند ، ماييم وجه خدا كه هلاكت از براى ما نيست .
احاديث ديگر به اين مضمون در كتاب اصول كافى و كتاب توحيد بسيار است
هامش
( 1 ) . سورهء قصص ( 28 ) ، آيهء 88 .