تعاندند .
پس توحيد صرف ، و صرف توحيد ، و يقين تام بر وحدت صرفه و بساطت حقّهء ذات كه مراد آن جناب است ، از عدم ازدياد يقين در صورتى متحقق مىشود كه :
كشف غطاء ذات ممتنع التحقق و مستحيل الوقوع باشد . متفطن باش !
و بدانكه - در نزد تأمل صادق در اين بيان و تبيان ظاهر مىشود - احتمال اينكه : اين كلام لطيف محمول باشد بر استثناى نقيض تالى ، تا نتيجه دهد نقيض مقدم را ، - چنان كه قاعدهء اهل ميزان است - يعنى : از كمال و قوت يقين دانستم كه كنه ذات اقدس محال است اينكه ؛ مدرك عقول و افهام باشد ، متفطن باش و در مقدمهء سوم نيك تأمل نماى تا مقام توقف و مجال انكار نماند .
و بدانكه محتمل است كه : اين حديث شريف اشاره باشد به مقامات سلوك در ممالك عرفان و به درجات صعود در مراتب ايقان نه به منتهاى سلوك و صعود كه مقام فناى در توحيد و بقاى به توحيد است .
بيانش آن است كه از براى سلاك مسالك توحيد و عرفان در حين سير و سلوك بسوى حضرت ذى الجلال درجات متفاوته و مراتب مختلفه است - به حيثيتى كه در هر مرتبه كشف حجابى و بقاى حجابى است - و حصول هر مرتبهء سابقهء معدّ است از براى حصول مرتبهء لاحقه ، و در هر مرتبه حجابى منكشف و نقابى مرتفع و يقينى حاصل است كه در مرتبهء سابقه نبوده است .
پس در حين سلوك و صعود بسوى حضرت ربوبيّت - آنا فانا - يقين در ازدياد ، و توحيد در اشتداد است تا سير به منتها رسد و همهء حجابات و سرادقات مرتفع گردد ، و مقام « بك عرفتك ، و عرفت اللّه باللّه » - چنان كه از مشكات ولايت وارد است و در نزد عرفا به فناى در توحيد مسمّا است - حاصل شود .
خلاصهء كلام : مراتب كشف غطاء و ارتفاع حجب بغايت مختلف و متفاوت است به نهجى كه نسبت كشفى به كشف ديگر كه در فوق آن است نسبت ضعف به قوت و نسبت نقص به تمام و نسبت قطره به دريا بلكه نسبت ظلمت است به نور .
بلكه اساطين حكما و محققين عرفا گفتهاند كه : مادامى كه تعلقات دنياوى باقى است كشف غطاء بالكليه حاصل نمىشود ؛ بلكه به قدر تعلق اگرچه بغايت
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 96
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٩٦