قليل باشد ريشهء نقاب و حجاب باقى است ؛ اگرچه بغايت رقيق باشد .
و به اين معنى اشاره است كلام خداوند يگانه :
« لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ »
« 1 » .
يعنى : « تا بيامرزد خدا گناهان گذشته و آيندهء ترا » .
و كلام خاتم انبياء ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) : « انه ليغان على قلبى و استغفر اللّه فى كل يوم سبعين مرة » - و فى رواية « مأة مرة » - يعنى : « بدرستى كه وارد مىشود بر دل من وارداتى كه غطاء و حجابند از براى دل من ، و استغفار مىكنم در هر روز هفتاد مرتبه » - و صد مرتبه نيز وارد است .
و همهء آنچه كه از مشكات ولايت وارد است در باب استغفار از ذنوب و معاصى و در باب اعتراف به سيّئات و خطيئات ، اشاره به اين دقيقه است كه بيان نمودم ، و الا از بينات است كه ايشان معصومند از جميع خطايا و ذنوب و مطهرند از همهء زلات و عيوب ، و به اين دقيقه نيز اشاره است « حسنات الابرار سيّئات المقربين » ملخّص كلام در اين بيان آن است كه : از براى سلاك از انبياء و اولياء ، مادامى كه تعلقات دنياوى باقى است ؛ به جهت مجاهدات نفسانيه و رياضات علميّه و اعمال شاقّهء بدنيّه مترقبات كليه و مشاهدات عقليه و اتصالات معنويه به عالم ربوبيت حاصل مىشود ، و الا لازم مىآيد كه ، اين مجاهدات و رياضات اعمال لغو و عبث باشد ، و اين معنى منافى حكمت و مصادم تحقيق و برهان است .
و چه بسيار ركيك است ، كلام كسى كه مىگويد : اينهمه از براى تعليم و هدايت خلق است ، زيرا كه در جاى خود محقق و مبرهن است كه : سافل ، غايت بالذات از براى فعل عالى نمىتواند شد ، و محال است التفات بالذات از عالى نسبت به سافل - اللهم الا بالعرض و بالتبع -
« و للارض من كأس الكرام نصيب » .
و اين معنا منافى نيست به اينكه : از براى نفوس شريفه و ذوات قدسيّهء انبياء و اوصياء ايشان ، در اصل فطرت اتصال معنوى به عالم ملكوت و جبروت ثابت باشد ، بلكه عنايت ربانى و مؤادى تحقيق و برهان آن است كه بايد چنين باشند .
هامش
( 1 ) . سورهء فتح ( 48 ) ، آيهء 2 .