تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
لهذا استثناى عين مقدم نتيجه مىدهد عين تالى را ، و استثناى نقيص تالى نتيجه مىدهد نقيض مقدم را ، و استثناى نقيض مقدم نتيجه مىدهد نقيض تالى را ، و استثناى عين تالى نتيجه مىدهد عين مقدم را . متفطن باش ! - مقدمهء سوم آن است كه : كمال توحيد و تمام يقين بر وحدت صرفه و بساطت حقه ، در صورتى متصور مىتواند شد كه مسلوب شود همه انحاء كثرت ، و مشاهده نشود مگر وحدت صرفه و بساطت حقه . چنان كه در حديث مشهور از مشكات ولايت وارد است . « و كمال توحيده الاخلاص له و كمال الاخلاص نفى الصفات عنه » . و سابقا محقق نمودم كه اگر كنه ذات اقدس مدرك غير باشد ، لازم مىآيد كه : محاط و محدود باشد و هر محدودى لا محاله بر كثرتى مشتمل است ؛ اگرچه از جهت نقص و كمال باشد . پس اگر كشف غطاء ذات ممكن باشد ، توحيد صرف و صرف توحيد و يقين تام و تمام يقين بر وحدت صرفه و بساطت حقّه متصور نمىتواند شد . لهذا امير مؤمنان و مولاى متقيان فرموده‌اند : « من ذا يعرف قدرك فلا يخافك ، و من ذا يعلم ما انت فلا يهابك » . يعنى : « اگر كنه قدرت ترا مىشناختند از تو نمىترسيدند ، و اگر كنه ذات ترا مىدانستند ، هيبت و سطوت تو از نظرها برداشته مىشد - و ليكن چون كنه قدرت ترا نشناختند و كنه ذات ترا ندانستند پس از تو ترسيدند و در نزد هيبت و سطوت تو مقهور و مغلوب گرديده‌اند . و از آن جهت نيز در دعاى حرز يمانى كه مشهور به دعاى سيفى است فرموده‌اند : « و لم تعلم لك مائيّة و ماهيّة ، فتكون للاشياء المختلفة مجانسا » . يعنى : « اگر كنه حقيقت تو معلوم مىشد پس با اشياء مختلفه هم‌جنس مىشدى و كثرتى و تركيبى در ذات تو محقق مىشد و واحد به وحدت صرفه و بسيط به بساطت حقّه نمىشدى » . متفطن باش ! و بدان‌كه : اگرچه از اين بيانات و بينات در نزد تأمل صادق وجوه عديده‌اى از جواب از اشكال مشهور ظاهر و منكشف مىشود ولى از براى توضيح و تأكيد مىگويم : جواب اول آن است كه اين كلام لطيف محتمل است اينكه از قبيل « نعم -