العبد صهيب لو لم يخف اللّه لم يعصه » ، و از قبيل قول قائل « لو اهنتنى لا كرمتك » باشد و مراد از غطاء ، غطاء كنه ذات باشد ، و مقصود غايت مبالغه در كلام ، و قوت يقين به توحيد ذات اقدس باشد .
بيانش آن است كه ترتب عدم ازدياد بر يقين بر عدم كشف غطاء ، انسب و اولى است از ترتب بر كشف غطاء .
و اين معنى از جملّهء مسلمات و مقبولات است در نزد عامه و از قضاياى مشهوره است در نزد ايشان .
پس مقصود از آن كلام لطيف اين است كه عدم ازدياد يقين بر توحيد به همهء تقادير ثابت است تا مبالغه حاصل شود . متفطن باش !
جواب دوم آن است كه : اين كلام شريف به طريقهء اهل ميزان مستعمل است و مراد از غطاء ، حجب و اغطيهء عالم امكان است ، و ليكن به استثناى عين مقدم تا نتيجه دهد عين تالى را .
يعنى : به جذبات توفيقات ربانى و تجليات تأييدات يزدانى ، حجابات و سرادقات عالم امكان حتى تعيّن ذات خودم از نظر بصيرت من برداشته شده است ، و حجابى در ميانهء من و جمال ازلى باقى نمانده است ، و مرتبهء « بك عرفتك ، و عرفت اللّه باللّه » از براى من حاصل شده است .
چنان كه در حديث سابق در جواب سائل فرمود : « ويلك لم اعبد ربّا لم اره » .
و در جواب سائل دوم فرمود : « لكن رأته القلوب بحقايق الايمان » ، لهذا مزيدى جز يقين من در توحيد متصور نمىباشد .
جواب سوم آن است كه : اين كلام به طريقهء اهل عربيت وارد است ، و مراد از غطاء ، غطاء كنه ذات اقدس است .
يعنى : چون كشف غطاء ذات به جهت اينكه واحد صرف و بسيط من جميع - الجهات است ، و محيط بر جميع اشياء است ، ممتنع است ، لهذا توحيد من توحيد صرف ، و صرف توحيد ، و يقين من بر وحدت و بساطت ذات اقدس ، به منتهاى مراتب و قصواى درجات رسيده است .
و اگر كشف غطاء ذات ممكن باشد لا محاله محاط و محدود مىشود ، و هر محدودى لا محاله بر كثرتى مشتمل است ، و كثرت و وحدت در دو طرف تقابل و
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٩٥