تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
و از مشكات ولايت وارد است كه : ايمان يعنى معرفت حق جل و علا چهل و - نه جزء است و هر جزئى منقسم است به ده جزء ، به بعضى از اشخاص يك جزء از ده جزء داده‌اند و به بعضى يك جزء تمام داده‌اند و به بعضى دو جزء داده‌اند تا چهل و نه جزء ، پس بايد ملامت نكند احدى را .

در بيان آنكه مقام ولايت كليّه ، مرتبهء انكشاف جميع هويّات وجوديه است

پس معرفت اشرف و اكمل حقايق امكانيه به ذات و مادون ذات خود و مكاشفه و مشاهدهء آن حقيقت جامعهء اقوى و اعلى مراتب توحيد و عرفان و اظهر و اجلى درجات كشف و ايقان است ، كشفى اتم از او و معرفتى اعلاى از او از غير ذات اقدس متحقق بلكه متصور نمىتواند شد . از اينجا ظاهر مىشود معناى كلام خاتم انبياء ( عليه التحيه و الثناء ) : « من رآنى فقد رأى الحق » . يعنى : « كسى كه مرا بيند پس بتحقيق كه ديده است حق را » زيرا كه مراد از رؤيت او ، رؤيت حقيقت جامعه و مرتبه و استعداد است چنان كه فرموده است : « اوتيت جوامع الكلم » . يعنى : « عطا كرده شده‌ام من كلمات جامعه را » و كلمات جامعه ، كلمات وجوديه است چنان كه در صحيفهء الهيه وارد است
« لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي ، وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »
« 1 » . پس بايد ذات مقدس او مرتبه جميع جمع حقايق وجودات و موجودات عالم امكان باشد . زيرا كه فرمودند : « عطا كرده شدم كلمات جامعه را . » خلاصهء كلام : چون ذات مقدس او اشرف و اكمل موجودات امكانى است ، هم در سير بداياتى و هم در سير نهاياتى . - بسوى اول اشاره است در كلام او « اول ما خلق اللّه نورى » . - و بسوى دوم اشاره است در صحيفهء الهيه
« فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ( 18 ) ، آيهء 109 .