بالذات را از جملهء ممكنات مىدانند .
و اين معنى در حقيقت ، قول به استكمال واجب الوجود بالذات است از ممكنات ، و استفاده خالق بالذات است از مخلوقات !
و اين معنى بغايت مستنكر است در نزد عقول سليمه و اذهان مستقيمه .
علاوه بر اين منكشف گرديد كه نسبت وجودات امكان به مفيض خود ، نسبت نقص به تمام ، و نسبت فقر به غنا و نسبت ضعف به قوت است ، صاحب شعورى تجويز نمىكند كه نقص مكمل تمام و فقر متمم غنا و ضعف مفيد قدرت باشد .
مىبينى كه چگونه از تقرير مذهب فسادش به حد انكشاف آمد ، و از تحرير مطلب بطلانش - كالشمس فى رابعة النهار - مشاهد و عيان گرديد .
و طايفهء كراميه به حدوث اين صفات نيز رفتهاند ، هر دو طايفه مشبّههاند و در حقيقت به واجب الوجود بالذاتى معتقد نيستند .
چنان كه از تحرير مذكور و تقرير براهين اين مطلب اعلى منكشف مىگردد ، نه زيادتى صفات بر ذات ؛ و نه عينيت به معناى نيابت قابل تصديق است .
و معناى نيابت آن است كه ذات نايب مناب صفات است ، به اين معنى كه آنچه به عالم و قادر و حىّ و مانند آنها از صفات كماليه مترتب است بر نفس ذات مبدأ اعلى مترتب است .
اگرچه معانى علم و قدرت و حيات و غير آنها در آن ذات متحقق نباشند .
از اينجا است كه گفتهاند « خذ الغايات و اترك المبادى » يعنى غايات را اخذ كن و مبادى را بينداز .
و اين رأى سخيف كه در حقيقت قول به خلو مرتبهء ذات اقدس است از صفات حقيقيه و نعوت كماليه ، مبنى بر اعتباريت وجود و اصالت ماهيت است ، و بطلان آن منكشف گرديد .
متفطن باش و بدانكه : براهين عديده و حجج نيّره در كتاب لمعات بر اين مقصد اعلى اقامه نمودهام و در اين وجيزه به يكى از آن براهين كه سهل المأخذ است اشاره مىنمايم .
و آن اين است كه : هرگاه صفات حقيقيه و نعوت كماليه و اسماء ذاتيه مبدأ اعلى عين ذات به اين معنى كه بيان نمودم نباشد ، تركيب در ذات اقدس ثابت
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٨٦