و امثال اينها در كلام مشكات ولايت لا تعد و لا تحصى است متتبّع باش ! و بدانكه : ممكن است كه اين اطلاق به اعتبار مظهريت حقايق وجوديهء موجودات حقيقيه باشد از براى اسماء حسنى ، به نهجى كه بيان نمودم . پس از قبيل تسميهء مظهر به اسم ظاهر خواهد بود ، و ليكن مقتضاى فحص و تفتيش و مستفاد از تدقيق و تحقيق آن است كه اسم در اصل به معناى علامت و امارت است .
و از بينات است كه اطلاق اسماء بر الفاظ و عبارات به جهت اين است كه علامات و اماراتاند از معانى ذهنيه و بر معانى عقليه و مفهومات ذهنيه به علت اين است كه حكايات و عنواناتاند از امور عينيه و هويات خارجيه ، پس اطلاق اسماء بر حقايق وجوديه و موجودات حقيقيه نيز به اين اعتبار و به اين جهت است ، بلكه به طريق اولى و اليق ، زيرا كه حقايق امكانيه و انيات خارجيه ، براهين ساطعه و حجج قاطعه نيّرهاند بر وجود مفيد موجودات و انيات ، و علامات باشند از كلمات ذاتيه و نعوت حقيقيه مفيض خيرات و كمالات . متفطن باش !
و بدانكه مكرر مذكور گرديد كه : مراتب وجودات مختلفاند به شدت و ضعف ، و متفاوتاند به كمال و نقصان .
و از بينات است كه هر اثرى به قدر خود حاكى است از مؤثر خود و هر فيضى به اندازهء خود دلالت مىكند بر مفيض خود .
پس اكمل و اقواى موجودات اجلى و اعلاى اسماء خواهند بود .
لهذا آن جناب فرمودند كه : « نحن اسماء اللّه الحسنى » .
زيرا كه مقام ايشان مقام ولايت مطلقه است كه محيط است بر همهء اشياء و اقوى و اكمل است از جميع موجودات عالم امكان ؛ ابداعى باشند يا تكوينى ، نزولى باشند يا صعودى .
لهذا از مشكات ولايت وارد است : « نحن صنائع اللّه ، و الخلق بعد صنائع لنا » .
و از اين معنا حاكى است لسان بعضى شعرا :
اسد اللّه در وجود آمد * در پس پرده هرچه بود آمد
متفطن باش و بدانكه : در اصطلاح نحويين گاهى اسم در مقابل فعل و حرف گفته مىشود ، و گاهى در مقابل صفت .
و مراد ايشان از صفت لفظى است كه دلالت كند بر ذات مبهمه كه مأخوذ