در جواب محمد بن سنان كه عرض كرد : « ما الاسم ؟ » يعنى : چه چيز است اسم ؟
فرمودند : صفة لموصوف . يعنى : اسم عبارت است از صفتى كه ثابت شود از براى موصوفى .
و از بيّنات است كه معانى عقليه و مفهومات كليه ، صفاتند نه الفاظ و عبارات .
علاوه بر اين اسماء يعنى الفاظ و عبارات قابل سؤال نيستند كه مثل محمد بن - سنان محل سؤال خود قرار دهد .
و به اسم به اين معنى نيز اشاره است كلام ابى جعفر ( عليه السلام ) به عبد الرحمان بن نجران : « كسى كه عبادت كند اسم را نه مسمّا را پس بدرستى او مشرك و كافر و جاحد است ، و عبادت نكرده است چيزى را . بلكه عبادت كن خداوند واحد يگانهء بىنياز را كه مسما به اين اسماء است و بدرستى كه اسماء صفاتى مىباشند كه وصف كرده است به آنها ذات خود را » - متفطن باش .
و به اين معنى اشاره است نيز كلام صادق آل محمد ( عليه السلام ) در جواب هشام بن الحكم كه عرض كرد : « اللّه از چه چيز مشتق است ؟ »
فرمود : « اى هشام مشتق است از آله ، و إله مألوه مىخواهد ، و اسم غير - مسمّاست ، كسى كه عبادت كند اسم را نه معنى را كافر است و عبادت نكرده است چيزى را ، و كسى كه عبادت كند اسم و معنى را ، كافر است و عبادت كرده است دو چيزى را ، و كسى كه عبادت كند معنى را نه اسم را پس او موحد است ، آيا فهميدى اى هشام ؟ »
عرض كرد كه : « زياد كن اى مولاى من . »
فرمود : « از براى خدا نود و نه اسم است . پس اگر اسم عين مسمّا باشد لازم مىآيد كه هر اسمى خدائى باشد ، و ليكن بدان اى هشام كه خداوند يگانه حقيقتى است كه دلالت كرده مىشود بر او به اين اسماء و اين اسماء غير او است » .
و در حديث ديگر فرمود : « كسى كه عبادت كند خدا را به توهّم ، و عبادت كند اسم را نه مسمّا را كافر است ، و اگر عبادت كند اسم و مسمّا را پس مشرك است ، و هرگاه عبادت كند معنى را نه اسم را ، واقع ساختن اسماء بر او به صفاتى كه وصف كرده به آنها ذات خود را ، و عقد كند بر آن دل خود را ، و تكلم كند به
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٨١