تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
لا ، به شرط لا مىباشد نسبت به همهء قيود ، و گاهى نسبت به بعض قيود ، و همچنين است لا به شرط ، و به شرط شىء . پس در معناى واحد هرسه اعتبار متحقق مىتوانند شد نسبت به قيود مختلفه ، مثلا : انسان ممكن است كه به شرط شىء باشد نسبت به علم ، و به شرط لا باشد نسبت به ضحك ، و لا به شرط باشد نسبت به كتابت ، و همچنين حقايق عينيه و انيات خارجيه وجود را نيز سه مرتبه ثابت است : اول - حقيقت عينيه كه « به شرط لا » است نسبت به همهء قيود ، و حدود ماهيات اشياء ، و او حقيقت صرف ، صرف وجود ، و صرف صرف حقيقت وجود است ، كه تمام ذات و كنه حقيقت واجب الوجود بالذات و للذات است ، و او را اصلا تعلقى به ماهيتى از ماهيات ، و تقيدى به قيدى از قيودات ، و تحددى به حدى از حدودات متحقق بلكه متصور نمىتواند شد ، و مسماست اين مرتبه در نزد عرفا به هويت غيبيه و غيب مطلق ، واحديت صرفه و به حقيقة الحقايق ، و مقام جمع جمع و مرتبهء غيب الغيوب ، نه اسم است در اين مرتبه ، و نه رسم ، و نه نعت است در اين مرتبه و نه وصف . زيرا كه امور مذكوره از سنخ معانى و مفهومات‌اند و اين مرتبه از وجود صرف صرف حقيقت عينيهء وجود ، و حقيقت شخصيهء صرف صرف وجود است ، و با وجود اين چگونه در ميزان صحيح و صراط مستقيم عقل تجويز توان نمود كه : مرتبهء نعت مرتبهء منعوت ، و مرتبهء وصف مرتبهء موصوف باشد . و به اين معنى اشاره است كلام مولاى متقيان در حديث مشهور « و كمال - الاخلاص نفى الصفات عنه » . و اين معنى منافى نيست با آنچه كه محقق و مبرهن است كه صفات حقيقيه و نعوت كماليهء مبدأ اعلى ( جل اسمه ) عين ذات او بلكه هر صفتى از صفات كماليهء او عين صفت ديگر است بدون اينكه ترادفى ثابت و نيابتى متحقق باشد . و همچنين است كلام در اسماء حقيقهء او زيرا كه مراد از اسماء مفهومات و عنوانات است نه الفاظ و عبارات . لهذا نزاع واقع است كه اسم عين مسمّاست يا غير مسمّا و الا از بيّنات و بديهيات است كه صاحب شعورى نمىگويد كه الفاظ و عبارات عين مسمايند . و به اسم به اين معنى اشاره فرموده است ابو الحسن الرضا ( عليه الصلاة و السلام )
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 80 | ملا عبد الله مدرس زنوزى