تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
« هو شىء بحقيقة الشيئيه » و با وجود اين معنى نيز دوئى محقق خواهد گرديد كه جاعليت و مجعوليت در ميانهء وجودات ثابت است ، با اين معنى كه مجعول بالذات انحاء وجود است نه اقسام ماهيات . پس وجودات عينيّه ، و موجودات واقعيه ، و علوم نفس الأمريه ، و على هذا - القياس در عالم وجود ثابت‌اند . به خيالت نرسد كه اين معنى قول به اشتراك لفظى است در وجود و عوارض وجود ، چنان كه مذاق جماعتى از متكلمين و مشرب بعضى از محققين است . هيهات اين معنى در حقيقت ، اثبات اشتراك معنوى است ، و ليكن به نحو تشكيك نه به نحو تواطؤ ، نه به تشكيك خاصى ، نه به تشكيك عامى ، بلكه مقصود بالذات از اين تحقيق و بيان ، اثبات فقر ذاتى است در ممكنات ماهيتا و وجودا ، عينا و ذهنا ، مجردا و ماديا ، و اينكه جهت غنائى در عالم وجود امكانى متصور نمىتواند شد ، بلكه همه جهات ممكنات جهات فقر ، و همهء حيثيات آنها ، حيثيات احتياج است . و به اين دقيقه الهيه اشاره فرموده است خاتم اوصياء ( عليه التحية و الثناء ) به كلام خود « توحيده تمييزه عن خلقه ، و حكم التميز بينونة صفة لا بينونه عزلة » يعنى : « توحيد خداوند احد ، تميز اوست از خلقش ، و حكم تميز مباينت صفتى است ، نه مباينت عزلى » زيرا كه صفت ، امر قابل تغيير را گويند ، پس حقيقت هر صفتى ، حقيقت تعلقيّه ، و حيثيت ذاتش حيثيت افتقاريه است ، و عزلت مشعر از نحوى از استقلال و انفراد است . ذو العينين باش ! سلب كن از جهتى ، و اثبات كن از جهت ديگر بر برخى . متفطن باش و معناى صدق مشحون « الحسنة بين الشيئين » را در گوش گردان و مفاد « خير الامور اوسطها » را كه از مشكات ولايت واردند كحل جواهر بصيرت ساز و بدان‌كه اشتراك موجب استقلال و تواطؤ مستلزم استبداد است . خواهى بگو هردو مستلزم تشبيه و تعطيل و موجب تحديد و تقييدند ، عجب است از قائلين به اشتراك لفظى كه از جهت فرار از ورطهء تشبيه و تعطيل سلب اشتراك معنوى نمودند ، و از براى غايت تنزيه ، و تقديس به اشتراك لفظى قائل شوند ، غافل از اينكه اين نحو تقديس و تنزيه عين تشبيه و تعطيل است .
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 77 | ملا عبد الله مدرس زنوزى