متفطن باش و بدانكه : در معانى الفاظ خصوصيت نشأتى از نشآت معتبر نيست بلكه هر معنى و عنوانى را در همه نشآت وجود است ، و در هر نشأت به وجود آن نشأت موجود است
مثلا : معنى و حقيقت انسان ، در نشأت حسى به وجود حسى موجود است و در نشأت مثالى به وجود مثالى و در نشأت عقلى به وجود عقلى ، و همچنين است معناى لوح و قلم و شمس و قمر و غير اينها .
لهذا در لسان نبوت و ولايت دو ملك مقرب را لوح و قلم گفتهاند و حقيقت نبوى را شمس ، و حقيقت علوى را قمر گفتهاند . متتبع و متأمل باش تا معناى ظهر و بطن و ظهر ظهر ، و بطن بطن تا هفت بطن و هفتاد بطن كه در شأن قرآن بلكه در شأن كلمات اهل بيت عصمت و طهارت نيز وارد است براى تو منكشف شود ، ذو العينين باش يعنى به هردو چشم بصر و بصيرت نظر كن ، و در عين ظاهربينى باطنبينى ، و در عين باطنبينى ظاهربينى ، و بدانكه قصر نظر به يكى از دو چشم راست و چپ ، موجب زلّت و ضلالت ، و غفلت از نشآت و درجات وجودات اشياء ، مورث بسى شبهات و اغلاط است .
و مزيد تحقيق از براى اين مقام در مباحث مستقبله مذكور خواهد شد ، منتظر باش .
نتيجة ربوبية و ثمرة الهيه بيان آنكه حقيقت واجب ، صرف نور و صرف وجود ، و واجب بالذات ، بسيط من جميع الجهات است
بدانكه در نزد بصير محقق و حاذق مدقق از اين انوار ساطعه و بيّنات واضحه منكشف مىگردد كه حقيقت واجب الوجود بالذات محال است اينكه ماهيتى از ماهيات باشد ، و الا لازم مىآيد كه مرتبهء ذاتش خالى از تحصل و فعليت و عارى از تحقق و موجوديت ، و برى از واجبيت و شخصيت ، باشد ، ملازمه از بيانات سابقه نهايت انكشاف دارد .