تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
بعينها جهات عينيّت و خارجيت و منشأيت آثار و احكام است . اخذ كن اين برهان محكم البيان و اين حجت شديد الاركان را غنيمت شمار !

تحقيق مشرقى اشاره به برهان ديگر در اثبات اصالت وجود

بيان ديگر در كشف حقيقت اين مدعى آن است كه بيان نمودم كه ماهيت به معناى « 1 » مذكور در حد نفس خود ، نه به كليّت موصوف است و نه به جزئيت ، بلكه نسبت ذاتش به هر دو مساوى است ، پس بايد در اتّصافش به كليّت و جزئيت ، به ضميمه‌اى از ضمايم محتاج باشد اگرچه به انضمام و تقييد در نزد تأمّل [ تعمّل ] از عقل و اعتبار از ذهن باشد ، و الّا ترجّح بلا مرجح ثابت مىشود . اگر آن ضميمه در حد نفسش موصوف به كليّت و يا جزئيّت نباشد ضميمهء ديگر مىخواهد ، و از براى استحالهء دور و تسلسل ، بايد منتهى شود به ضميمه‌اى كه حيثيت ذاتش بعينها حيثيت كليّت يا جزئيت باشد . و حال آنكه با تقدير تسلسل اگر متشخّص بالذات ثابت نباشد ، سلسله از سر گرفته مىشود با سلاسل غير متناهيه ، اگر متشخّص بالذات ثابت باشد مطلوب حاصل مىشود ، و الا لازم مىآيد كه شيئى از اشياء موصوف به كليّت و جزئيت ، بلكه موصوف به موجوديت و خارجيّت نباشد . زيرا كه از مقررات است كه « الشىء ما لم يتشخّص لم يوجد . » و برهان لازم از اجلاى بديهيات است و محال است اينكه ، ضميمه ، ماهيتى از ماهيات باشد ، زيرا كه محقق گرديد كه هر ماهيتى از ماهيات ، مرتبهء ذاتش از كليّت و جزئيّت خالى است .
هامش
( 1 ) . بعضى از مطالب عاليه در كتاب بدايع الحكم آقا على حكيم معروف به مدرس موجود است كه معلوم مىشود فيلسوف از پدر جليل القدر خود متأثر شده است از جمله همين مطلب كه آن را مؤلف در كتاب لمعات الهيه مفصل تقرير فرموده است و آقا على از آن در بدايع متأثر شده است .