تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
از همهء تحصّلات و فعليات است و مرتبهء فوق كمالات نيز از جمله كمالات وجود ، بلكه فوق همهء كمالات وجود است . و اين معنى - يعنى : حصول تحدد و نقصان در ذات - اگرچه به اعتبار فقدان مرتبهء فوق الكمالات باشد ، موجب تركيب در ذات اقدس است . زيرا كه از بيّنات است در نزد عقول سليمه و اذهان مستقيمه كه محال است اينكه حيثيت تحصّل و كمال بعينها حيث قصور و نقصان باشد ، زيرا كه حيثيت قصور و نقصان ، به عدم برمىگردد و حيثيت تحصّل و كمال به وجود . پس اگر شىء واحد ، از حيثيّت واحد ، هم ناقص و هم كامل و هم قاصر و هم متحصّل باشد لازم مىآيد كه از حيثيت واحده هم موجود باشند و هم معدوم ، و اين معنى اجتماع نقيضين است . بيان ديگر در كشف حجاب از روى شاهد اين مدعا آن است كه مرتبهء فوقيّت كمالات ، يا ممكن است از براى ذات مبدأ اعلى يا ممتنع ، در هردو صورت تركيب در ذات ثابت مىشود ، زيرا كه محال است اينكه شىء واحد از حيثيت واحده هم واجب الوجود بالذات باشد ، و هم ممكن الوجود بالذات ، و يا هم واجب الوجود بالذات باشد ، و هم ممتنع الوجود بالذات ، زيرا كه در ميانهء معانى مذكوره كه مسمّاى به مواد ثلاث‌اند در نزد الهيّين و ميزانيين تعاند ذاتى و انفصال حقيقى ثابت است . به جهت اينكه مقتضاى وجوب ذاتى ضرورت وجود و مقتضاى امتناع ذاتى ضرورت عدم و مقتضاى امكان ذاتى عدم ضرورت وجود و عدم است مىبينى كه چگونه تنافر ذاتى و تعاند معنوى در ميانهء معانى مذكوره ثابت است . از اينجا ظاهر مىشود در نزد بصير محقق و حاذق مدقق حقيت و حقيقت ، آنچه كه از اساطين حكماى الهيين موروث است ، و آن اين است كه : واجب الوجود بالذات ، واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيات است . يعنى : همچنان‌كه در وجودش واجب است ، همهء صفات او نيز واجب [ است ] ، - جماليّه باشند يا جلاليّه ، حقيقيه باشند ، يا اضافيه . خواهى بگو ذاتيه باشند يا فعليه ، حتى فيّاضيّت عامه ، و قيوميت مطلقه ، كه همهء صفات فعليه ، و اوصاف اضافيه ، به او برمىگردند ، نيز از