پس لازم مىآيد كه حقيقت مبدأ اول ( جلّ اسمه ) در موجوديت و تحصل و در فعليت و تحقق ، بلكه در واجبيت و تشخص ، به غير ذات خود كه مصداقى از مصداقات عينيهء وجود است ، محتاج باشد ، و از بيّنات است كه وجوب وجود كه عبارت است از استغناى از غير ، در موجوديت و تحصّل ، با احتياج بسوى غير در موجوديت ، در دو طرف تناقض و تصادماند .
و به همين بيان محقق مىشود كه حقيقت و ذات مبدأ اعلى ، محال است اينكه مركّب از ماهيت و وجود باشد ، زيرا كه جزء شىء غير آن شىء است ، بلكه محقق مىشود كه مطلق تركيب در ذات مبدأ اعلى ( جلّ اسمه ) از جمله مستحيلات و ممتنعات است - خارجيه باشند آن اجزاء يا عقليه .
اما اول پس نهايت انكشاف دارد ، و اما دوم - پس مىگويم : در بيان آنكه مراد از اجزاى عقليه جنس و فصل است ، و مركب از جنس و فصل از سنخ ماهيت است نه از سنخ وجود ، و منكشف گرديد كه محال است اينكه ذات واجب الوجود از سنخ ماهيات باشد . علاوه بر اين احتياج در تقوم و تجوهر ، مستلزم احتياج در وجود است .
چنان كه در لمعات الهيه به بيانات شافيه محقق نمودهام - خواه بنا بر اصالت وجود باشد يا بنا بر اصالت ماهيت - و از بيّنات است كه احتياج در وجود منافى وجوب وجود است . متفطن باش و غنيمت شمار !
پس منكشف گرديد كه تمام ذات و حقيقت واجب الوجود بالذات ، حقيقت صرف و صرف وجود ، و صرف صرف حقيقت وجود است ، بساطتش من جميع الجهات ، واحديتش من تمام الحيثيات است ، مرتبهء ذاتش مجرد از مقارنت ماهيات ، و صرف حقيقتش معرا از مخالطت قصورات و نقصانات هويات ممكنات است .
پس همهء ذاتش صرف حقيقت وجود ، و همهء حقيقتش صرف فضايل و كمالات وجود است ، تحصّل و فعليّتش اتمّ و اقواى تحصّلات ، و فعليات و فضايل و كمالاتش فوق همهء فضايل و كمالات است ، و الا تحدد و نقصان در ذات اقدسش پيدا مىشود ، و مقارنت ماهيات در حقيقت پاكش هويدا مىگردد .
زيرا كه مرتبهء او فوق كمالات و درجه اتميّت و اكمليّت او اتم و اكمل
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٧٢