تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
پس لازم مىآيد كه وجود در مرتبهء ذات و ذاتيات ثابت باشد ، و اين لازم مبرهن الفساد و متزلزل الاركان است ، لهذا جميع سلوب بسيطه تحصيليه در اين مرتبه صادقند حتى سلب نقيضين نيز در اين مرتبه جايز است به اين معنى كه هيچيك از نقيضين در مرتبهء ذات و ذاتيات معتبر و ثابت نيستند . از اينجا منكشف مىشود حق معناى كلام الهيين كه ارتفاع نقيضين در مرتبه جايز است . با اينكه استحاله و امتناع اجتماع نقيضين و ارتفاع نقيضين از اوايل بديهيات است . متفطن باش ! پس منكشف گرديد كه نسبت ماهيت نظر به نفس ذاتش به موجوديت و معدوميت ، و كليّت و جزئيّت ، و غير اينها مساوى است ؛ به اين معنى كه : حيثيت ذاتش حيثيت لا اقتضاى همه لواحق و عوارض است به سلب تحصيلى نه به سلب عدولى ، حتى نسبت به صفت اقتضاء ، زيرا كه مرتبهء ذات از او نيز خالى است ، يعنى او نيز از جملهء لواحق متأخرهء از ذات است . اگر بگويى : « پس بنا به اين لازم مىآيد كه امكان ذاتى نيز در مرتبهء ذوات ماهيات ثابت نباشد ، و اين معنا منافى است با آنچه كه اتفاق منعقد است بر آن‌كه : معناى امكان ثابت است از براى ماهيات ، نظر به ذوات آن ماهيات » . مىگوييم كه : « امكان به معناى لا اقتضاى وجود و عدم و به سلب تحصيلى در مرتبهء ذوات ماهيات ثابت است چنانچه جميع سلوب تحصيليه در آن مرتبه صادقند . و اما امكان به معناى لا اقتضاى به سلب عدولى و يا به معناى تساوى دو طرف وجود و عدم ، پس مسلّم نيست كه در مرتبه ثابت باشند ، بلكه در مرتبهء موجوديت و در حين موجوديت ، ثابت مىباشند و سابقيّت امكان در اين دو معنى به مجرد ذات تعمّل و اعتبارى است از عقل و آن عدم اعتبار وجود است . و از مقررات است كه عدم اعتبار شىء اعتبار عدم آن شىء نيست . متفطن باش و بدان‌كه اقتضاى ماهيات مر لوازم خود را در مرتبهء موجوديت ، و در حين موجوديت است ، و الا پيش از مرتبهء موجوديت اقتضائى متصور نمىشود چنان كه اشاره نمودم .