حقايق وجوديه حدود اسميه و حدود حقيقيه باشد ، زيرا كه حدود اسميه يا حقيقيه و از اجناس و فصول مؤلّف مىباشند ، پس چيزى كه كنه ذاتش و جهت حقيقتش معراى از جنس و فصل باشد ، حدود اسميه و حدود حقيقيه از براى او متصور نمىباشد ، فرموده است كه : « وجود علت فياضه حد تام است از براى وجود معلول ، و وجود معلول حد ناقص است از براى وجود علت فياضه » . متفطن و متلطف باش كه غايت غموض و بطون دارد .
و از اينجا ظاهر و منكشف مىشود سرّ علم واجب الوجود بالذات به اشياء قبل از ايجاد آن اشياء ، يعنى در مرتبهء ذات اقدسش به اجمال در نزد جمع كثيرى از محققين حكماء و متكلمين ، و به اجمال به اعتبارى و تفصيل به اعتبار ديگر بلكه در عين اجمال تفصيل و در عين تفصيل اجمال ، در نزد تحقيق و برهان ، چنان كه با بسط وجوه در كتاب لمعات الهيه با بيانات شافيه و تحقيقات لطيفه و حجج نيره و شواهد نقليه بيان نمودهام . رجوع كن تا مزيد انكشاف از براى اين مطالب در اين وجيزه نيز خواهد آمد ، منتظر باش .
و بدانكه در نزد بصير محقق و حاذق مدقّق بعد از تأمل صادق منكشف مىشود كه مطلب « هل هو » و « لم هو » نيز در حقايق وجوديه متحد و عين يكديگرند . متفطن باش ، سبحان اللّه ! كجا بودم و به كجا افتادم ، مبادى منطقى كجا و غوامض علم الهى كجا ؟ ما للتراب و رب الارباب ؟ الحمد للّه الملهم الخير و الصواب ، اخذ كن و غنيمت شمار ! كه به اين نحو از بيان و تبيان از خواص اين وجيزه است .
شارقة عقلية اثبات اصالت وجود و تقرير تشكيك خاصى و بيان اعتباريت ماهيّت
بدانكه نزاعى واقع است در اينكه : متحقق بالاصاله موجود بالذات در اعيان انحاء وجودات است يا اقسام ماهيات ؟
مشّائين از حكما و محققين از عرفا ، و محصلين از متكلمين را مذاق و مشرب اول .