تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
براهين ساطعه محقق نموده‌ام ، و در اين وجيزه نيز بر وجه اجمال بيان خواهم نمود كه : جاعليت بالذات و مجعوليّت بالذات در ميانهء حقايق وجودات است نه در ميانهء مفاهيم و عنوانات ماهيات ، علاوه بر بيانات واضحه و شواهد عقليه ، از بديهيات و فطريات است كه وجود علت فيّاضه ، اقوى و اكمل و اعلى و اتم و اجلى و اشد است از وجود معلول و مفاض ، و الا بودن يكى مفيض و ديگرى مفاض بدون رجحان و مفاد آن ترجّح بلا مرجّح و تخصّص بلا مخصص و از باب تحكمات سوفسطائيه و حكومات جزافيه خواهد بود ، بلكه در مباحث مستقبله اشاره خواهد رفت به اينكه وجودات مجعولهء امكانيه ، به ذات خود مرتبطاند به علت فيّاضه يعنى حقايق تعلقيه و ذوات آنها ذوات ارتباطيه است . پس نسبت آنها به مفيض خود نسبت ضعف به قوت و نسبت نقص به تمام و نسبت فقر به غنا و نسبت جلوه به متجلى است
« وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ »
« 1 » . و در نزد عقول سليمه ، و اذهان مستقيمه ، منكشف است كه اشديت و اضعفيت و اتميّت و انقصيّت ، در صورتى متصور مىتواند شد ، كه وجود اقوى و اتم ، مشتمل باشد بر امثال وجود اضعف و انقص با چندين علاوه ، بلكه به مراتب غيرمتناهيه به نحو اعلى و اشرف و به نهج اجلى و اقدس ، يعنى به نهجى كه قادح در احديت صرفه و ناقض در بساطت حقّهء علت فيّاضه نباشد ، بلكه چون چنان است چنين است ، و چون چنين است چنان است . متفطن باش كه با نهايت ظهور و وضوح در نزد اذواق سليمه كمال غموض و بطون دارد . و اين است معناى فطرت اصليه كه ناس يعنى انسان بلكه همهء مخلوقات مفطورند بر آن
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ ، وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ »
« 2 » و « كل مولود يولد على الفطرة ، و لكن أبواه يهودانه و ينصّرانه . . . » .
هامش
آن شىء ديگر است . اين نحو بايد تحرير نمود مراد صدر المتألهين را در مقام نفى تركيب از وجود تا اشكالات وارد نيايد كما حققه الحكيم المؤسس آقا على مدرس تلميذ و فرزند برومند مؤلف علامهء اين كتاب منيف ( لمحرره سيد جلال الدين الاشتيانى - 7 ج 2 ، 1378 ه . ق . ) . ( 1 ) . سوره محمد ( 47 ) ، آيهء 38 . ( 2 ) . سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 44 .