عالم واحد است ؟ و چرا محمد بن عبد اللّه ( صلى اللّه عليه و آله ) پيغمبر ، و على بن ابى طالب ( عليه السلام ) خليفهء بلافصل است ؟
و تعبير از اين مطلب به واسطهء در اثبات ، و واسطه در تصديق است .
و گاهى سؤال كرده مىشود به آن ، از سبب وجود شىء در اعيان ، خواه سبب فاعلى باشد يا غائى ، مثال اول چرا سنگ مغناطيس جذب آهن و آتش تسخين نمايد ، و چرا ممكن محتاج به علت است ؟
در جواب گفته مىشود كه سبب جذب مغناطيس و تسخين آتش ، صورت طبيعت آنها است و سبب تحقق احتياج در ممكنات امكان آنها است نه حدوث آنها ، زيرا كه امكان يا عبارت است از تساوى دو طرف وجود و عدم ، و يا مستلزم تساوى طرفين است .
و در هر دو صورت اگر محتاج نباشد به علت ، ترجح بلا مرجح لازم مىآيد ، و آن به دليل بطلان بلكه موجب تناقض است .
و مثال دوم : چرا خانه مىسازى و چرا معالجه مىكنى ؟
در جواب اول گفته مىشود تا محل سكنى باشد .
و در جواب دوم گفته مىشود تا صحت بيابم ، و همچنين است سؤال از غايات عقلية و غايات طبيعيه .
بدانكه از اين باب است كه مطلب لم هو مؤخر است از مطلب هل هو بسيطه باشد يا مركبه ، زيرا كه به لم هو ، سؤال از علت وجود و نفسيت شىء است اگر هل بسيط باشد ، و از علت وجود رابطى شىء است اگر مركبه باشد . و از اين باب است كه تا تصديق به وجود فى نفسه يا رابطى متحقق نباشد ، سؤال از علت لا يعنى و غير معقول است .
گفته مىشود : آيا حركت موجود است يا نه ؟
هرگاه در جواب بگويند : بلى . سائل مىگويد : لم هو ؟
و همچنين گفته مىشود : آيا ممكن محتاج است يا نه ؟
هرگاه بگويند : بلى . سائل مىگويد : لم هو ؟
و بسوى اين معنى اشاره است كلام محقق طوسى ( قدس سره القدوسى ) در منطق كتاب تجريد « و يتصل لم هو بهل هو ، فيتبعه يعنى لم هو » متصل مىشود به
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 54
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٥٤