هل هو ، و تابع مىشود او را .
و تصريح نموده است به اين معنى رئيس محققين در منطق اشارات به كلام خود « و لا شك ان مطلب لم بعد هل بالمرتبة ، بالقوة او بالفعل » .
مثال زده است شارح اشارات محقق طوسى از براى بالفعل به كلام خود « هل القمر منخسف ؟ » پس هرگاه بگويند بلى ، سائل مىگويد : « لم هو » و مثال زده است از براى بالقوه به كلام خود « لم ينخسف القمر ؟ » .
زيرا كه در اين كلام ، حكم به انخساف بالقوه است نه بالفعل .
اصل كلام اين است « هل ينخسف القمر » پس اگر گفته مىشود سائل مىگويد :
« لم ينخسف ؟ »
پس در جوابش مىگويند : زمين حايل خواهد شد در ميانهء آفتاب و جرم قمر . متفطن باش .
بيان آنكه « لم هو » در نظر دقيق از مطالب تصوريه است
و بدان كه اگرچه در نزد جليل از نظر ، مطلب « لم هو » از مطالب تصديقيه است ، و تصريح نموده است به اين معنى محقق طوسى ( قدس سره القدوسى ) در شرح منطق اشارات ، و فرموده است آن محقق در مقام تقسيم مطالب علميه به اصول و فروع ، كه اصول عبارتند از : « مطالب كليه ، كه چارهاى از آنها نباشد ، و ممكن نباشد كه غير آنها قائم شود در مقام آنها ، و فروع عبارتند از عبارات جزئيه كه لابد منها باشد ، و تواند كه غير آنها قائم شوند در مقام آنها .
قسم اول را امهات مىنامند ، و آنها در نزد بعضى از منطقيين سه قسم است :
اول - هل هو
دوم - ما هو
سوم - لم هو
و هريك منقسم مىشود به دو قسم چنان كه مبين گرديد .
و بعضى « اى شىء » را نيز از امهات شمردهاند .
پس در نزد آنها ، امهات مطالب چهار قسم است ؛ دو قسم از آنها از براى تصور است و آنها « ما » و « اى » است .