تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
منطق كتاب تجريد به كلام خودش : « و بتخلل بين مطلبى ما » يعنى هل بسيطه واسطه مىشود در ميانهء دو مطلب ما ، كه ماى شارحه و ماى حقيقت باشد . و از اين بيانات و تبيانات منكشف مىشود در نزد صاحب فطنت كه تعريف حقيقى - معناى تعريفى كه افاده مىكند معناى غير حاصل را در اذهان - منقسم مىشود به هشت قسم ، زيرا كه تعريف اولا حد است يا رسم ، و هريك از اينها تام است و ناقص ، و هريك از اقسام اربعه ، حقيقى است يا اسمى . معنى در جواب « ماى حقيقت » واقع مىشود يا در جواب « ماى شارحه » و از اقسام تعريف ، نوع ديگر است كه آن را تعريف لفظى گويند ، و آن عبارت است از تفسير لفظى ، به لفظ اشهر از آن لفظ در محاورات اهل لسان ، اگرچه مسما به نظر و فكر محتاج نباشد ، مثل اينكه بگويند : غضنفر أسد است ، و سعدانه نبت . و از اين بابت است تعريف وجود به ثبوت ، و تعريف وجوب ، به ضرورت وجود ، و تعريف امتناع به ضرورت عدم ، و تعريف امكان به عدم ضرورت وجود و عدم و همچنين است اكثر امور عامه كه در علم كلى از علم الهى ، مذكور مىشوند « 1 » . خلاصهء كلام ، مقصود بالذّات در اين تعريف ، تعيين مسما است ، از مغاير معانى حاصلهء در اذهان نه حصول معناى غير حاصل ، متدبر باش .

بيان مطالب « لم هو » و اقسام آن

و بدان‌كه از جمله امهات مطالب مطلب لم هو است و به او گاهى سؤال كرده مىشود از سبب حصول . حصول اگر از براى اصغر در اذهان ، خواه حد وسط در خارج نيز سبب حصول اكبر از براى اصغر باشد يا نه . اول را به جهت اينكه مشتمل است بر لم شىء كه عبارت از علت خارجى آن شىء است برهان لمّى گويند . و دوم را به جهت اينكه در اين قسم از علم به انّيت و تحقق معلول ، علم به تحقق علت حاصل مىشود ، برهان انّى گويند ، مثالش : چرا عالم حادث ، و إله
هامش
( 1 ) . نظير مفاهيم كليهء عارض وجود مطلق مانند : حدوث ، قدم ، مجرد ، مادى ، وحدت ، كثرت و غير اينها از مفاهيم عامه و معانى كليّه كه در نفس به ارتسام اولى مرتسم مىشوند .
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 53 | ملا عبد الله مدرس زنوزى