تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
جلال ، فرموده بودند حديث كميل بن زياد النخعى ( رضى اللّه عنه ) كه از غموض و اشكال ، مشهور آفاق است ، به نظر مبارك نواب مستطاب رسيده ، و بعد از تفطن به غموض و بطون ، و اشكال و اغلاق آن حديث شريف به اين فقير قليل البضاعه كه مشهور به ملا عبد اللّه مدرس زنوزى تبريزى است ، فرمودند كه شرح مستوفائى به آن حديث شريف بنويسم و - ما أمكن - غوامض ، و اسرار آن را ، كشف نمايم ، تا تحفهء بارگاه سلطنت و خلافت نمايد ، و به اين وسيله ، به مزيد توجهات همايون شاهنشاهى اختصاص يابد . زبان حالم « گويا » آمد كه آن حديث لطيف ، آفتاب است و اين فقير ، ذره ، و آن كلام محيط دريا است و اين حقير ، قطره ، ذره را چه نسبت به آفتاب است و قطره را چه مناسبت با دريا .
حوض با دريا ، اگر پهلو زند * خويش را از بيخ ، هستى بركند
چون حكم ، جازم و امر ، لازم ، و مأمور ، معذور ، و ميسور ، مقدور ( و ملبور و مقدور كذا در اصل ) و امتثال واجب و انقياد لازم آمد ، اطاعت حكم جهانگشاى ظل همايون شاهنشاهى نموده ، مبادى مقدمات و اشراقات و لمعات ، از مشكات ولايت و طهارت و اصول حقيقت و معرفت و قوانين توحيد و حكمت ، استخراج نمودم كه هريك در كشف اسرار ، و حقايق آن حديث شريف انوارى است كه از صبح ازل بر هياكل قلوب و أبصار تابيده ، و در اظهار رموز ، و دقايق آن كلام لطيف ، شارقاتى است كه از مشرق أنوار ، بر مشاهد ضماير و سرائر تجلى نموده ، و با وجود اين لطايف و دقايق و اين حقايق و معارف ، چه بسيار از نتايج انوار توحيد ، از بطون امّهات آن مبادى و اشراقات ، متولد گرديده به حد مشاهده و مكاشفه آمده‌اند ، و چه بسيار از اصول و اسرار مقامات و درجات عرفان از اصلاب آباى آن معدنات و لمعات ، كالشمس فى رابعة النهار « 1 » مشاهد و عيان گرديده ، و چه بسيار از غوامض و مشكلات أحاديث و أخبار ائمهء هدى ( عليهم التحية و الثناء ) ، در ذيل اين لمعات و اشراقات ، پردهء اختفا از رخسارهء حيا انداخته مشهود خاص و عام گرديده‌اند . و مسما نمودم اين رسالهء شريفهء خاقانيه را ، و اين ذخيرهء كريمهء سلطانيه را ، به
هامش
( 1 ) . فى رابعة النهار . نسخهء م . ن .